تبليغاتX
نامه اي به رهبر
درد دل مستقيم با رهبر
بسمه تعالی

مقام معظم رهبری

با سلام

احتراما عطف فرمایشات اخیر جنابعالی در کرمانشاه که در بخشی فرموده اید:...نمایندگان مجلس و مسئولان قوه قضاییه با اختیارات کامل و قانونی، وظایف خود را انجام می‌دهند و ممکن است تصمیماتی بگیرند که رهبری با آن مخالف باشد اما رهبری نه حق دارد نه می‌تواند و نه قادر است که در این مسائل دخالت کند مگر در جایی که اتخاذ سیاستی، به کج شدن راه انقلاب منجر می‌شود که طبعا در این هنگام به مسئولیت‌های خود عمل خواهد کرد..." و بنا بر وظیفهء شرعی و قانونی و خود و با شاهد دانستن حضرت حق بر این اظهارات  و اظهار تظلم  به محضر حضرت حجت(س) مجددا متن نامه ای را که برایتان ارسال داشته بودم  تقدیم میدارم و بعرض میرسانم که قطعا بدوت دخالت شما  کار قوهء قضائیه اصلاح نخواهد شد و قطعا بسیاری از آرای صادره خلاف شرع و قانون و در هم ریزندهء اجتماع و ناامید کنندهء مردم است.این مطلب را  مکررا شهادت شرعی میدهم و تمام راههای لازم از طریق مراجع مربوطه را طی کرده ام و نتیجه نگرفته ام.شهد الله که ادامهء راه حاضر حرام است و خلاف شرع. حضرت آقا بخش مهمی از این فاجعه مولود حضور روحانیون کم سواد  و کند ذهنیست که بعنوان قاضی در این مجموعه کار میکنند و حضور این افراد بزرگترین لطمه را به روحانیت واردکرده است. حقیر مطمئنم که این مجموعه راه انقلاب اسلامی را بسیار بسیار کند  و حتی زمینگیر نموده است و حتما و حتما دخالت شما لازم است.این نوشته را بنده حسب تکلیف بعرض میرسانم و مجددا تاکید میکنم که بدون دخالت شما هرگز حل نخواهد شد زیرا یکبار مجلس بعنوان بالاترین نهاد عمومی دخالت بسیار مختصری کرد ولی دندانش را کشیدند.حقیر مطمئنم که این قوه لطماتی بسیار زیادتر از جنگ تحمیلی و منافقان بر کشور وارد میسازد. عامل اصلی اینهمه ناراحتی عمومی و سرخوردگی روانی کشور مولود این قوه است.حقا نظام از رسیدگی به این اهم غافل مانده است و استبداد پرورده شده در این مجموعه اجازهئ شفافسازی  و بررسی عملکرد قوه را نمیدهد.تلاشها و فعالیتهای بسیار زیاد طیف گسترده ای از قضات و کارمندان شریف این قوه صرف روزمرگی و بمثابه آب بردن در ظرفی سوراخ است.آقا دریابید  ما را.به اعتقاد خودم اگر نظام ظرف 2 سال آینده این مشکل را حل نکند با لطماتی بسیار عمیقتر مواجه خواهد شد. این نامه را جهت اطمینان از وصول بحضور انور  به اشخاص نزدیک و مرتبط با حضرتعالی ارسال خواهم کرد.والامر الیکم و رضی الله عنکم بتاریخ 7 اسفند 1390 عبدالله شریعتی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
با سلام احتراما پیرو چندین فقره نامهء ارسالی بحضور شریف  مجددا با احساس تکلیف شرعی و در قبال وظیفه ای  که احساس میکنم  این نامه را بحضور ارسال و تقاضا دارم مد نظر قرار دهید.بدوا  با اظهار تاسف این گلایه را دارم که علیرغم ارسال نامه های قبلی که هم بدفتر شما و هم به تعدادی از مسئولین کشور   هیچ پاسخی از هیچکس بجز یک مورد دریافت ننمودم.حقر در حد اطلاع خود یقین دارم که نظام جمهوری اسلامی با روند فعلی با مشکلات بسیار بزرگتری درگیر خواهد شد  و نیز یقین دارم  رویهء حاضر با راه امام خمینی (ره) بسیار متفاوت است.متاسفانه معروفات  الهی بسیار متروک و منکرات در سطحی گسترده مخصوصا توسط حکومت ما ترویج شده است و بخصوص در چند سال اخیر قبح  منکر نیز از میان رفته است.
مخصوصا این مطالب را عطف بیانات مورخهء 15 /5 / 1390 جنابعالی در میان مسئولین کشور  مینگارم  .
1 _حضرت آقا از نظر حقیر متاسفانه امر بسیار بسیار مهمی که از توجه کلی نظام ما مغفول مانده است مسالهء اجرای قوانین و اعمال قانون میباشد که وظیفهء مستقیم قوهء قضائیه میباشد و دقیقا بمثابه این است که مریضی را که  قلب و دست او مریض و نیازمند درمان است ما بدرمان دست او مشغولیم و قلبش در حال خوابیدن است!. بنده بیقین عرض میکنم که علت اصلی ناراحتی روانی شدید جامعهء ایرانی  بی کفایتی قوهء قضائیه و تبعیض آن در اعمال مقررات است.بنده یقین دارم که ملت ایران بشدت از عملکرد این قوه ناراضیست و بسیاری از آراء صادره نیز ناصواب و خلاف صریح شرع و قانون. بنده فکر میکنم این مسائل دهها بار بیشتر از تورم و رشد اقتصادی  و...اهمیت دارد.واقا اوضاع تاسف بار این قوه بهیچ وجهی قابل اغماض نیست و متاسفانه بالاتر از آن کوتاهی مراجع مربوطه  در کنترل و نظارت آن نظیر مجلس شورای اسلامیست که حتی با قلدری تمام مانع تحقیق و تفحص آن شدند. بنده یقین دارم ادامهء وضع فعلی کمر نظام را بیش از این خواهد شکست و طبق نص فرمایش رسول اکرم(ص) استمرار حکومت با ظلم محال است.مطمئن باشید وضع امروز این قوه  ظلم و تبعیض  است.
2 _ رهبر عزیز بنده با زبان روزه  و در این ماه میهمانی ذات ربوبی  و در محضر حضرت حق  این عرایض را تقدیم میدارم و انتظار شرعی و عرفی و قانونی دارم که حتما  مد نظر قرار دهید.متاسفانه بسیاری از روحانیونی که در این قوه حضور دارند دارای ضعف مفرط سواد حقوقی بوده  و در نتیجه صدور اراء افتضاح و بروز رفتارهای غیر حقوقی میگردند  و بطور قطع و یقین یکی از علل افت جایگاه روحانیت در نظر مردم  همین امر است. این اشخاص جهت کم نیاوردن در مقابل پرونده ها به دروغ گوئی و تصالح اجباری و حتی تهدید و...روی میاورند.بطور قطع هم حقوق دریافتی اینان حرام شرعیست و هم ادامهء کار آنان.جای تاسف است که ما حکم شرع و شریعت خود را براحتی بر منافع این صنف فروخته ایم .
 3 _ امروز همه میدانند که اکثر مشکلات کشور ما به قوهء قضائیه گره خورده است و این قوه بدلیل ناکارآمدی خود توان مدیریت آن را ندارد.در کمال تاسف قانون گریزی و خودخواهی بسیار رواج یافته و باورهای مردم بشدت  شکسته شده است. بسیار ننگ است که رئیس قوه ای سالهاست با قلدری تمام از اجرای قانون علنا طفره میرود  و کسی عرضهء  برخورد با او را ندارد.این در حالیست که اینها سوگند بر اجرای قانون خورده اند وپاسداری از آن.بازار دروغ و تهمت و افترا و اتهام گرم است وملت  ارزشی ندارند که حقیقت برایشان تبیین شود.حضرت اقا براستی کدام شرع اجازه میدهد  که معاون اول قوه ای متهم باشد و علیرغم  بارها احضار و.. حاضر نشود  و منشهروند سرنوشت کشور خودم را از شیاطین شرق و غرب جویا شوم.
4 _ براستی چرا من شهروند مسلمان آنقدر ارزش ندارم که در رسانه ها این مشکلات اساسی کشور کالبد شکافی شود و با فوتبال و...در حد داغ آن  سعی در انحراف من از انجام تکلیف و تشرع شود؟اقا براستی چرا در مقابل کلاهبرداریهای چندین سالهء  یکی از وزرای سابق کشور اصلا حکمی از قوهء قضائیه صادر نشد و بدتر از آن در مقابل بسیجی مخلص خواندن آن فرد توسط رئیس قوه  هیچکس را عرضهء دفاع از نام و کیان بسیج نشد؟.براستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به چه جواز شرعی از این هتاکیها به  بسیج  ساکت ماند و معامله کرد؟
5 _ ای محترم  و محبوب دلهای مومن و وطن پرست بضرص قاطع میگویم که بدون تقید کامل بقانون  هرگز کشور ما به مقصود نخواهد رسید  و حتما اسلامی بودن آن زائل خواهد شد.بنظر حقیر هیچ اولویتی بالاتر از  تدبیر در اجرای قاطع و بیچون و چرای قانون  نیست و این امر مخصوصا نیازمند توجه خاص شماست.باید راههای قانونمند سازی کشور از طریق سرانه ها بررسی شود نهضتی در این خصوص ایجاد شود.البته شکی نیست که دیکتاتورها و خودخواهان این امر را نخواهند برتافت و مسلم است که نظام اسلامی فقط و فقط بایستی ساعی در اجرای حدود الهی باشد و رضایت حقتعالی مقدم بر هر امریست.
 6 _ حقیر اهمیت قانونمندی را قبلا بطور مکتوب بر مسئولین کشور و حتی بارها بدفتر حضرتعالی ارسال داشته امعرض کرده بودم که درنگ امروز فردای اسارتباری خواهد داشت و حقا از کوتاهی و سست نگری نظام بر این امر متاسفم و اینبار نیز  اهمیت و ضرورت قضیه را متذکر میگردم.حتما حتما درنگ امروز فردای تاسف بارتری را خواهد داشت.باور بفرمائید که مشکل کشور ما فقط کار و یارانه و...نیست و سرجمع اساسی تمام مشکلات این کشور از عدم قانونمندی حاصل میشود  که در سطحی گسترده جریان دارد.این در حالیست که طبق نص فتوای حضرت امام و جنابعالی تخلف از مقررات شرعا جایز نیست!.واقعا جای تعجب است که چرا بر این امر مهم تاکید نمیشود .و بسیار تاسف بارتر اینکه قوهء قضائیه بعنوان ضامن اجرای قانون از بالاترین بیقانونی برخوردار است و سرنوشت مردم براحتی تابع  هوا و هوسهای آنان.این امر را براحتی میتوانید از تحقیق مختصری از قوهء قضائیه بدست اورید.مطمئن باشید از هر 100 وکیل بالای 90 نفر از آنان از این وضع بسیار گله مندند.مطمئن باشید وضع ین قوه با توجه به امکاناتش بسیار تاسف بار است و یقین داشت باشید که بجز دخالت اساسی شخص شما مشکل این قوه و بتبع آن مشکل کشور هرگز حل نخواهد شد.تمام فعالیتهای دیگر در مقابل این مسئله فرع است.
 7 _ حضرت آیت الله  حقیر بعنوان یک سرباز انقلاب اسلامی و کارشناس این قوه  حتما و حتما از حضور عالی تقاضا دارم بر این مهم  بپردازید .اینجا اسلام و نظام و شرافت و غیرت دینی و ملی ما در حال اضمحلال است و این ظلمها و تبعیضها  کمر نظام را خواهد شکست.سالها پیش  دستور اکید فرمودید  حتما کارهای خلاف و حتی شبهه ناک قضات برخورد شود.مطمئن باشید  شلتر شده اند و شکایتهای کاملا مدلل و واضح مردم از قضات جور براحتی  و در نهایت تسامح رد میشود .مطمئن باشید رکود نظام از آه و ناله های افرادیست  که از بی قانونی و تبعیض  مخصوصا دادگاهها اندوهناکند .
8 _  حقیر میدانم که با ارسال این نامه  باز هم سیل تهمت و افترا و ...علیه نویسنده روان خواهد شد ولی بنده شما را بعنوان یک مومن و برادر ایمانی  و ولی امر مسلمین میشناسم و نوشتن این مطالب را تکلیف میدانم.دفاع از اسلام واقعی تکلیف صریحی است که همهء ما باید در پیشگاه الهی بدان پاسخگو باشیم.با توجه بعدم تمکین قوهء قضائیه بمجلس و عدم کفایت مجلس در بررسی و برخورد با وضعیت این قوه این مسئولیت تنها بعهدهء شما باقی میماند.امروز جمهوری اسلامی ایران بشدت از این حوزه متضرر و آسیب پذیرتر شده است.شما را بوجود  متعالی امیرالمومنین علی(ع) سوگند میدهم که در کار این قوه بررسی  دقیقی بعمل اورید.اینجا با راه امام و شهدا  خیلی فاصله دارد. با کمال خضوع و احترام عبدالله  شریعتی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 9:17  توسط سرباز گمنام  | 
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
با سلام احتراما پیرو چندین فقره نامهء ارسالی بحضور شریف  مجددا با احساس تکلیف شرعی و در قبال وظیفه ای  که احساس میکنم  این نامه را بحضور ارسال و تقاضا دارم مد نظر قرار دهید.بدوا  با اظهار تاسف این گلایه را دارم که علیرغم ارسال نامه های قبلی که هم بدفتر شما و هم به تعدادی از مسئولین کشور   هیچ پاسخی از هیچکس بجز یک مورد دریافت ننمودم.حقر در حد اطلاع خود یقین دارم که نظام جمهوری اسلامی با روند فعلی با مشکلات بسیار بزرگتری درگیر خواهد شد  و نیز یقین دارم  رویهء حاضر با راه امام خمینی (ره) بسیار متفاوت است.متاسفانه معروفات  الهی بسیار متروک و منکرات در سطحی گسترده مخصوصا توسط حکومت ما ترویج شده است و بخصوص در چند سال اخیر قبح  منکر نیز از میان رفته است.
مخصوصا این مطالب را عطف بیانات مورخهء 15 /5 / 1390 جنابعالی در میان مسئولین کشور  مینگارم  .
1 _حضرت آقا از نظر حقیر متاسفانه امر بسیار بسیار مهمی که از توجه کلی نظام ما مغفول مانده است مسالهء اجرای قوانین و اعمال قانون میباشد که وظیفهء مستقیم قوهء قضائیه میباشد و دقیقا بمثابه این است که مریضی را که  قلب و دست او مریض و نیازمند درمان است ما بدرمان دست او مشغولیم و قلبش در حال خوابیدن است!. بنده بیقین عرض میکنم که علت اصلی ناراحتی روانی شدید جامعهء ایرانی  بی کفایتی قوهء قضائیه و تبعیض آن در اعمال مقررات است.بنده یقین دارم که ملت ایران بشدت از عملکرد این قوه ناراضیست و بسیاری از آراء صادره نیز ناصواب و خلاف صریح شرع و قانون. بنده فکر میکنم این مسائل دهها بار بیشتر از تورم و رشد اقتصادی  و...اهمیت دارد.واقا اوضاع تاسف بار این قوه بهیچ وجهی قابل اغماض نیست و متاسفانه بالاتر از آن کوتاهی مراجع مربوطه  در کنترل و نظارت آن نظیر مجلس شورای اسلامیست که حتی با قلدری تمام مانع تحقیق و تفحص آن شدند. بنده یقین دارم ادامهء وضع فعلی کمر نظام را بیش از این خواهد شکست و طبق نص فرمایش رسول اکرم(ص) استمرار حکومت با ظلم محال است.مطمئن باشید وضع امروز این قوه  ظلم و تبعیض  است.
2 _ رهبر عزیز بنده با زبان روزه  و در این ماه میهمانی ذات ربوبی  و در محضر حضرت حق  این عرایض را تقدیم میدارم و انتظار شرعی و عرفی و قانونی دارم که حتما  مد نظر قرار دهید.متاسفانه بسیاری از روحانیونی که در این قوه حضور دارند دارای ضعف مفرط سواد حقوقی بوده  و در نتیجه صدور اراء افتضاح و بروز رفتارهای غیر حقوقی میگردند  و بطور قطع و یقین یکی از علل افت جایگاه روحانیت در نظر مردم  همین امر است. این اشخاص جهت کم نیاوردن در مقابل پرونده ها به دروغ گوئی و تصالح اجباری و حتی تهدید و...روی میاورند.بطور قطع هم حقوق دریافتی اینان حرام شرعیست و هم ادامهء کار آنان.جای تاسف است که ما حکم شرع و شریعت خود را براحتی بر منافع این صنف فروخته ایم .
 3 _ امروز همه میدانند که اکثر مشکلات کشور ما به قوهء قضائیه گره خورده است و این قوه بدلیل ناکارآمدی خود توان مدیریت آن را ندارد.در کمال تاسف قانون گریزی و خودخواهی بسیار رواج یافته و باورهای مردم بشدت  شکسته شده است. بسیار ننگ است که رئیس قوه ای سالهاست با قلدری تمام از اجرای قانون علنا طفره میرود  و کسی عرضهء  برخورد با او را ندارد.این در حالیست که اینها سوگند بر اجرای قانون خورده اند وپاسداری از آن.بازار دروغ و تهمت و افترا و اتهام گرم است وملت  ارزشی ندارند که حقیقت برایشان تبیین شود.حضرت اقا براستی کدام شرع اجازه میدهد  که معاون اول قوه ای متهم باشد و علیرغم  بارها احضار و.. حاضر نشود  و منشهروند سرنوشت کشور خودم را از شیاطین شرق و غرب جویا شوم.
4 _ براستی چرا من شهروند مسلمان آنقدر ارزش ندارم که در رسانه ها این مشکلات اساسی کشور کالبد شکافی شود و با فوتبال و...در حد داغ آن  سعی در انحراف من از انجام تکلیف و تشرع شود؟اقا براستی چرا در مقابل کلاهبرداریهای چندین سالهء  یکی از وزرای سابق کشور اصلا حکمی از قوهء قضائیه صادر نشد و بدتر از آن در مقابل بسیجی مخلص خواندن آن فرد توسط رئیس قوه  هیچکس را عرضهء دفاع از نام و کیان بسیج نشد؟.براستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به چه جواز شرعی از این هتاکیها به  بسیج  ساکت ماند و معامله کرد؟
5 _ ای محترم  و محبوب دلهای مومن و وطن پرست بضرص قاطع میگویم که بدون تقید کامل بقانون  هرگز کشور ما به مقصود نخواهد رسید  و حتما اسلامی بودن آن زائل خواهد شد.بنظر حقیر هیچ اولویتی بالاتر از  تدبیر در اجرای قاطع و بیچون و چرای قانون  نیست و این امر مخصوصا نیازمند توجه خاص شماست.باید راههای قانونمند سازی کشور از طریق سرانه ها بررسی شود نهضتی در این خصوص ایجاد شود.البته شکی نیست که دیکتاتورها و خودخواهان این امر را نخواهند برتافت و مسلم است که نظام اسلامی فقط و فقط بایستی ساعی در اجرای حدود الهی باشد و رضایت حقتعالی مقدم بر هر امریست.
 6 _ حقیر اهمیت قانونمندی را قبلا بطور مکتوب بر مسئولین کشور و حتی بارها بدفتر حضرتعالی ارسال داشته امعرض کرده بودم که درنگ امروز فردای اسارتباری خواهد داشت و حقا از کوتاهی و سست نگری نظام بر این امر متاسفم و اینبار نیز  اهمیت و ضرورت قضیه را متذکر میگردم.حتما حتما درنگ امروز فردای تاسف بارتری را خواهد داشت.باور بفرمائید که مشکل کشور ما فقط کار و یارانه و...نیست و سرجمع اساسی تمام مشکلات این کشور از عدم قانونمندی حاصل میشود  که در سطحی گسترده جریان دارد.این در حالیست که طبق نص فتوای حضرت امام و جنابعالی تخلف از مقررات شرعا جایز نیست!.واقعا جای تعجب است که چرا بر این امر مهم تاکید نمیشود .و بسیار تاسف بارتر اینکه قوهء قضائیه بعنوان ضامن اجرای قانون از بالاترین بیقانونی برخوردار است و سرنوشت مردم براحتی تابع  هوا و هوسهای آنان.این امر را براحتی میتوانید از تحقیق مختصری از قوهء قضائیه بدست اورید.مطمئن باشید از هر 100 وکیل بالای 90 نفر از آنان از این وضع بسیار گله مندند.مطمئن باشید وضع ین قوه با توجه به امکاناتش بسیار تاسف بار است و یقین داشت باشید که بجز دخالت اساسی شخص شما مشکل این قوه و بتبع آن مشکل کشور هرگز حل نخواهد شد.تمام فعالیتهای دیگر در مقابل این مسئله فرع است.
 7 _ حضرت آیت الله  حقیر بعنوان یک سرباز انقلاب اسلامی و کارشناس این قوه  حتما و حتما از حضور عالی تقاضا دارم بر این مهم  بپردازید .اینجا اسلام و نظام و شرافت و غیرت دینی و ملی ما در حال اضمحلال است و این ظلمها و تبعیضها  کمر نظام را خواهد شکست.سالها پیش  دستور اکید فرمودید  حتما کارهای خلاف و حتی شبهه ناک قضات برخورد شود.مطمئن باشید  شلتر شده اند و شکایتهای کاملا مدلل و واضح مردم از قضات جور براحتی  و در نهایت تسامح رد میشود .مطمئن باشید رکود نظام از آه و ناله های افرادیست  که از بی قانونی و تبعیض  مخصوصا دادگاهها اندوهناکند .
8 _  حقیر میدانم که با ارسال این نامه  باز هم سیل تهمت و افترا و ...علیه نویسنده روان خواهد شد ولی بنده شما را بعنوان یک مومن و برادر ایمانی  و ولی امر مسلمین میشناسم و نوشتن این مطالب را تکلیف میدانم.دفاع از اسلام واقعی تکلیف صریحی است که همهء ما باید در پیشگاه الهی بدان پاسخگو باشیم.با توجه بعدم تمکین قوهء قضائیه بمجلس و عدم کفایت مجلس در بررسی و برخورد با وضعیت این قوه این مسئولیت تنها بعهدهء شما باقی میماند.امروز جمهوری اسلامی ایران بشدت از این حوزه متضرر و آسیب پذیرتر شده است.شما را بوجود  متعالی امیرالمومنین علی(ع) سوگند میدهم که در کار این قوه بررسی  دقیقی بعمل اورید.اینجا با راه امام و شهدا  خیلی فاصله دارد. با کمال خضوع و احترام عبدالله  شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 19:15  توسط سرباز گمنام  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم قوهء قضائیه

با سلام احتراما  این نامه را حسب تکلیف و بر اساس تجربیاتی که از سالها تلاش در دادگستری  حاصلم شده است بحضور تقدیم و انتظار اقدام عاجل در  اصلاح امور این قوه را دارم.اینجانب در زمان روسای قبلی نیز مطالبی را درخور ذهن خود  ارسال داشته بودم که متاسفانه در روزمرگیهای این قوه له شده است!.شاید تجربه و اوضاع  حاضر  از نوشتن ممتنع میگرداند ولی احساس تکلیف در حفظ  اسلام عزیز و نظام جمهوری اسلامی  و وظیفهء خطیری که در امر بمعروف و نهی از منکر بر عهدهء ماست و نیز بحمدلله روشن بینی و سعهء صدر و درایت جنابعالی  مجموعا عواملی هستند که باعث نوشتن شدند!.امیدوارم تلخی صراحت و واقع نگری و حقیقت نویسی حقیر را با شیرینی اشتیاق به اصلاح و  جوهرهء انجام تکلیف  به حسن نظر پذیرا باشید. ناگفته نماند این نامه صرفا بر اساس تکلیف  و بدور از هرگونه اغراض سیاسی و صنفیست که انشاالله همهء ما سربازان اسلام  و انقلاب اسلامی هستیم.

۱ - در اهمیت قضا و ارزش آن برای هر کشور آنقدر مطالب کافی و وافی وجود دارد که میتوان عصارهء همهء آنها را العدل اساس الملک دانست.این جملهء قاطع پیر و مراد ماست که تا قوهء قضائیه اصلاح نشود کشور اصلاح نخواهد شد.  بهمان دلایل رسیدگی و  اصلاح این این قوه بیش از هر اولویت دیگری  اهیمت دارد که متاسفانه  بسیار کم بها داده شده است!.امروز شرعا و قانونا این وظیفهء سنگین بر عهدهء شما گذاشته شده است و حتما مطمئنید که بیش از همه پروردگار  حسابی  بس دقیق از این فرصت و مسئولیت  باز خواهد گرفت .همچنانکه امروز مردم بطور عام در مورد مسئولین پیش از شما قضاوت میکنند در آتیه ای نه چندان دور شما نیز مورد قضاوتید.خیلی دوستانه توصیه میکنم قدر و ارزش و اهمیت و حساسیت این وظیفه را  مکررا بازبینی کنید  تا دچار روز مرگیهایی همانند پیشینیان  نشوید.

۲ - بنده معتقدم که قوهء قضائیه واقعا کشور ما را فلج و موجب خساراتی بمراتب سنگینتر از جنگ تحمیلی در بعد مادی و خساراتی جبران ناپذیر  در ابعاد معنوی و روحی گردیده است!،حقیقتا نماد عینی   شکسته شدن کمر عدالت در اثر  تیغهای تحجر و بی تعهدی  همین قوه است.این در حالیست که خیل کارکنان این قوه با زحمات واقعا طاقت فرسائی مواجه بوده اند!،آنچه بیش از همه مورد ظلم و ستم این قوه واقع شده است خود علم حقوق و فلسفهء وجودی آن و اهداف و اغراض متعالی آن است.این قوه آنچنان دچار روز مرگیست که   اکثر پرونده ها مختومه شدن آن هدف اساسی شده است. خدا وکیلی آنچنان تشتت آراء و نظریات مخالف هم در موضوعات مشابه و رفتارهای غیرقانونی  در مجموعهء دادگستری وجود دارد که خیل ملت ما را دچار بیماریهای روانی کرده است، تقریبا یقین دارم که در همین دادسرای انتظامی قضاتمان بسیاری از شکایات مسلم و بحق مردمی با انواع بها نه ها  کنار گذاشته میشود و این در حالیست که چند سال پیش رهبر معظم در  ۷ تیر فرمودند بکارهای خلاف و حتی شبهه ناک قضات هم مجدانه رسیدگی کنید،چه بسیارند قضاتی که میلیاردها تومان رشوه گرفته اند و حتی در محل کار خود فسادهای فاحش اخلاقی مرتکب شده اند وبجای رسیدگی بجرائم آنان و مجازاتشان و عودت وجوه رشوه و... هم اکنون با نهایت مساعدت قوه بشغل وکالت اشتغال دارند.کم نیستند قضاتی که رشوه گیری صدها میلیون تومانی آنان محرز و مسلم گردیده ولی بنامبارکی  بیکفایتی این قوه باز هم قضاوت میکنند.

حضرت آیت الله،خدا وکیلی عرض میکنم که اگر شما همین الان دستور فرمائید که حفاظت و اطلاعات شما در ظرف ۲۴ ساعت اسامی قضات و کارمندان  مجرم و متخلف را با دلیل اعلام کنند مطمئن باشید براحتی این کار را انجام میدهند!،این یعنی تعطیل عدالت و امر بمعروف و نهی از منکر در نظام اسلامی،چقدر افتضاح است که در نظام اسلامی رشوه گیر و هتاک و...معین و مشخص باشد،آنهم در دادگستری و متاسفانه هیچ رادمرد باشرف و متدینی  عرضهء کنار گذاشتن اینها را نداشته باشد،از فرط بیعرضگی در برخورد، انسانهای پاکنهاد و درستکار نیز برای خلاف وسوسه میشوند و...

۳ - خیلی خلاصه باید این روند تاریخی را مورد اشاره قرار دهم که تا اوایل سال ۱۳۶۹ بدلیل وقوع جنگ و روحیات خاص آنزمان و نپرداختن بیشتر مردم به کار تجارت و اموال و دعاوی حقوقی و... قوهء قضائیه  آنچنان دچار رکود  و توقف نشده بود که بدلیل شروع انواع تعاملات اجتماعی و اقتصادی وپایان جنگ  و...بیکباره این قوه با هجوم سنگین انواع پرونده های مختلف  مواجه گردید و این روند بشدت ادامه یافت.متاسفانه در اثر عدم واقع نگری و عدم تسلط مسئولین وقت که عمدتا از حوزه های علمیه آمده بودند و سواد حقوقی روز را نداشتندبحث دادگاههای عام بر خلاف تمام اصول و منطق و عقلانیت بر این قوه  تحمیل گردید و متاسفانه باید عرض بکنم که شخص آیت الله یزدی با علم به افتضاح ایجاد شده و علیرغم تذکرات مکرر اهل فن با اغراض نفسانی خود مانع توقف این قضیه شد و  قضاتی که علیرغم علم کم خود بطور تدریجی با روند دادگاههای حقوقی و کیفری در دو درجه آشنائی مختصری پیدا کرده بودند بیکباره با انواع پرونده های متضاد هم از جهت موضوع و معنی مواجه گردیدند و روزمرگی محض همهء آنان را به تصمیماتی عجولانه و بی دقت و عمدتا مختومه نمودن پرونده ها سو ق داد و حقیقتا بزرگترین ضررهای پس از انقلاب باعتبار همین قانون و رسیدگی بر ملت ایران تحمیل گردید.این ننگ و عار با آمدن شخصیت بزرگوار آیت االه شاهرودی  صریحا با عنوان ویرانه مورد تایید و تاکید قرار گرفت و احیای دادسرا حداقل  جلوی حرکت این اقدام خلاف شرع و عقل را گرفت ولی عادات حاصل از آن و تراکم کاملا ساختگی و ناشی از آراء اشتباه قوهء قضائیه  همچنان نفس گیری کرد تا اینکه تفکر ایجاد شوراهای حل اختلاف  پدیدار گردید که باز هم بدلیل در حال خفگی بودن قوهء قضائیه  موجب لطماتی بزرگ بر ملت ایران گردید!،بکار گماردن انسانهائی که نوعا سواد حقوقی نداشتند واز جهات دیگر هم دارای مشکلاتی بودند واقعا از مسخره ترین تصمیماتی بود که گرفته شد و مال و حیثیت و شرف و کرامت ملت ایران زیر پای جهالت  قرار گرفت...

و این مجموعه ای که الان در اختیار شماست،بیشتر قضات و کارکنان آن بدلیل عادت کردن بروزمرگی و  عدم رعایت دقیق قانون  و بعضا رفتارهای مغرضانه همچنان بر گردهء این ملت بزرگ سنگینی میکند و حقا جنابعالی با تکلیفی شاق و سنگین مواجهید

۴- هم اکنون کشور ما در درجهء اول بدلیل ضعفهای مفرط این قوه  در رشدی بسیار ضعیف قرار دارد و متاسفانه اکثر مردم دارای بیماریهای روحی و روانی ناشی از عملکرد این قوه قرار دارند.وظیفهء اصلی این قوه نظارت بر حسن اجرای قوانین و برخورد با متخلفان است که همگان میدانند کار اجرای مقرات در این کشور چقدر فاجعه بار است.رشوه و سفارش و توصیه  و حتی تخلف علنی از قانون  بخصوص در میان مسئولین ادامه دارد  و همهء این امور ملت شریف را بسیار آزرده خاطر نموده است.شما مطمئن باشید که از علل اصلی بروز جریانات  هنگام انتخابات سال گذشته  نیز قوهء قضائیه بوده است.حقیقتا مایهء تاسف است که رئیس جمهور کشور  در دهها مورد علنا و صریحا از اجرای قانون طفره میرود و ضررهای سنگینی بر ملت وارد میشود ولی تشکیلات شما عرضهء برخورد ندارد.آیا شما بعنوان رئیس قوه حتی یکبار بطور قانونی از رئیس جمهور بدلیل عدم پرداخت سهم مترو توضیح خواسته اید؟.بسیار متاسفم که سخنگوی شما  و دادستان کل کشور!بدلیل عدم اشنائی با مقررات  مرجع برخورد با مسئولین در عدم اجرای مقررات را دیوان محاسبات و بازرسی کم کشور میداند!،گویا ایشان حتی یکبار مادهء ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی را نخوانده اند،بگذارید برای احیای  این مادهء مغفول  متن آن را  بیاورم:چنانچه هر یک از صاحب  منصبان و مستخدمین و مامورین دولتی و شهرداریها  در هر رتبه و مقامی که باشد از مقام خود سوء استفاده نموده و از اجرای اوامر کتبی دولتی یا اجرای قوانین مملکتی و یا از اجرای احکام یا اوامر مقامات قضائی یا هر گونه امری که از طرف مقامات قانونی صادر شده باشدجلوگیری نماید به انفصال  از خدمات دولتی از یک تا ۵ سال محکوم خواهد شد.

راستی چرا ماههاست شما با این  عمل مجرمانه برخورد  نکرده اید؟ متاسفانه آنقدر بی رمقی و عدم توجه مسئولین حوزهء شما به وظایف خود وجود دارد که ملت را از قانونمندی و احقاق حق مایوس کرده است.این یعنی بالاترین شکست.این یعنی منکری بسیار بزرگ.قطعا خوب میدانید که عاقبت این حکومتها در سنت الهی سقوط است و سوختن تر و خشک توامان.خوب میدانید که زمین و آسمان کشور پر است از اینگونه تخلفاتت و جرائم،قضیهء معوان اول رئیس جمهور و وزیر قبلی کشور و صدها مورد دیگر اموری هستند که در درجهء اول بدلیل وظیفه نشناسی و ضعف قوهء قضائیه  مسکوت مانده اند و این یعنی تعطیل احکام خدای تبارک و تعالی

کار نظام ما بجائی رسیده است که وزیر و رئیس و...صریحا در ملاء عام دروغ میگویند و بلافاصله تایید و تکذیبها شروع میشود و دریغ از یک برخورد قانونی در حالیکه تمام این امور در مقررات کشور ما جرم است.

بگذارید برادرانه بگویم چرا این قوه اینقدر ضعیف و ناکارآمد است:اکثر مسئولین درجه اول این قوه و از جمله شما بدون سابقهء کار قضائی از حوزه تشریف آورده اید و این امری بدیهیست که وقتی کسی تجربهء کافی  در کاری نداشته باشد به دهها دلیل توان مدیریت آن را نخواهد داشت.علیرغم اینکه این افراد به سایر اشخاص از جهات خداترسی و التزام بشرع و تعهد بسیار ممتازندولی جهالتشان گاهی بیشتر از عدم تعهد اشخاص دیگر لطمه میزند و در دراز مدت  جهت جبران ضعف خود و محظورات  شغلی حتی بدروغ و...هم روی میاورند.بزرگوار شما نیک میدانید که حسب دستور شرع انور و حتی فتاوای امام(ره) و مقام معظم رهبری اینگونه مسئولیت پذیری حرام است و درآمد آن نیز نا مشروع.حقا در این موارد  صریحا شرع انور  فدای روحانیت شده است!،خداوند تبارک و تعالی اجداد شما را بیامرزد که حداقل یکسالی تجربهء مطالعاتی راهبردی را دارید و حضورتان واقعا امید بخش

واقعا متاسفم بنویسم که در حالیکه بنص قانون  وقتی رایی قطعی شد بایستی بدون تاخیر اجرا شود،چند سال پیش دادستان کل کشور در مقابل دوربین صدا و سیما در اواخر شهریور صریحا اظهارداشت که از همکاران قضائی خود مصرانه میخواهد بمنظور اسایش بچه ها از اجرای احکام تخلیهء مدارس بجز در موارد بسیار ضروری خودداری کنند!!!،یا دادستان حاضر شما در سوالی در رابطه با آزادی آقای اشکوری میگوید:بنا بتوصیهء یکی از علما آزاد شد!!!،فقط این را میگویم که اگر این امور در یکی از بلاد  غربی رخ دهد همان شب  گوش مسئول مذکور را میگیرند و بدلیل بیکفایتی اخراج میکنند!،

واقعا شما فکر میکنید با این نگرشها دیانت و تقوا و شرافت و عزتی باقی میماند؟ اخیرا آقای متکی از وزارت خارجه با ناجوانمردانه ترین و پرهزینه ترین وضعی کنار گذاشته شد و درکمال تاسف  معاون رئیس جمهور و شخص خود رئیس جمهور مصاحبه هائی در مورد همانگی و اطلاع ایشان کردند و بلافاصله مورد تکذیب آقای متکی واقع شد و مجددا آن تکذیب را اینان تکذیب کردند.آیا بنا بفرمودهء نبی گرام جامعهء ایرانی بجز دروغ و ریا و نفاق و قانون گریزی یاد میگیرد؟آیا شبیه جامعه ای نمیشود که گوش خود را بر حقایق ببندد و در مقابل امام معصوم(س) هو هو کند.

خاطر شریفتان باشد چند سال پیش طرح تحقیق و تفحص از عملکرد قوهء قضائیه بتصویب مجلس رسید و همکاران شما خدود سه سال نمایندگان مجلس را به انجام تحقیق راه ندادند و سر انجام بتوصیهء رهبر معظم  اجازه دادند فقط در امور اداری تحقیق شود و بلافاصله پس از قرائت محدود شدهء نتیجهء آن که بیانگر افتضاحات قوه بود همان شب دادستان معلو الحال تهران دستور بازداشت یکی از نمایندگان مجلس را باتهام رابطهء نا مشروع از یکسال پیش صادر کرد. و عنوان کردند که از یکسال پیش این رابطه تحت نظر بوده و...،راستی چرا هیچ آزاده ای پیدا نشد که بگوید اگر ایشان یکسال بود رابطه داشت چرا حکم خدا و تکلیف در پیگرد وی را یکسال معطل کرده اید؟

باور داشته باشید که آنقدر اوضاع قوه بهم ریخته و ضعیف و فاسد است که تمام کشور را بهم ریخته است.حداقل ۳۰ درصد اراء دارای تناقضات جدی با قانون و عدل و انصافند،بسیاری از امور با رشوه و رابطه و دوره گردی و مداخلهء ناثواب صنف وکیل و کارشناس و ضابطین  تعیین تکلیف میشود و آنچه ضرر میبیند جمهوری اسلامی مظلوم این امانت بزرگ الهی و ملت بسیار متواضع و تسلیم حق ایرانند.

در کمال تاسف میگویم که الگوگذاری حاکمیت ما برای ملتمان قانون گریزی و دروغ و ریا و چاپلوسی و...است،همهء اینها با اوامر شرع انور و مرام امام و رهبر معظم  و آزادگی و حریت مغایر است و وضع فعلی جامعهء ما بخصوص در این تهران بسیار گویای این واقعیت است 

۵ - راه حلهای بسیار سریع و موثری که واقعا  تاثیرگذار و موجب اصلاح  و برون رفت کشور از این وضع نامناسب  میگردد در سینهء اهل علم و تقوا و عالمان واقعی حقوق موجود است که متایفانه بستر حاضر بسیاری از  آنها را مسدود نموده است!، اگر واقعا مسئول وظیفه شناسی وجود دارد شخص حقیر در پیشگاه خیل حقوقدانان حاضرم با همین وضع مالی و انسانی موجود این راهکارهای بسیار موثر را تقدیم دارم.مطمئنم حداقل موجب پیشرفت فوری ۲۵ درصدی قوه در تمام زمینه ها خواهد شد.

۶ - باز هم تاکید میکنم که علت گزینش جنابعالی بعنوان مخاطب این نامه درک و یقین حقیر بر این امر است که از علل اصلی کندی  تعالی جمهوری اسلامی ایران در زمینه های مختلف این قوه است و با اصلاح این امر بطور معجره آسائی سایر بسترها اصلاح خواهد شد.

۷ - متذکر میشوم که جامعه ای که در آن ارتزاق حلال محدود شود و معروف  سرکوب و منکر احیاء شود قطعا نمیتواند ادامهء حیات اسلامی دهد.حقیر یقین دارم که ابزار اصلی  احیا و اعمال شرع انور  با امکانات کافی در دست جنابعالیست و به تبع آن مسئولیت شما نیز  بسیار مهم و اساسی

۸ - نا شکری و وظیفه نشناسیت اگر از زحمات طاقت فرسا و بر اساس تکلیف بسیاری از قضات و کارمندان شریف  و متعهدی که در این مسیر ناهنجار و سخت  فقط و فقط بعشق امیرالمومنین(ع) و ایران اسلامی و دل و دیدگانی پاک و منحرف از ریا و تهدید و تطمیع و...تکریم و تمجید نشود.خداوند تبارک و تعالی یار و همراهشان باد.از عدم سیاق مناسب  ادبی  و نگارشی متن که بدلیل مشغلهء کاری  حادث است معذورم.

۹ - رونوشت این نامه را به عده ای از اهل علم و تقوا و فضیلت نیز بر حسب تکلیف ارسال میدارم.

                                                                   والسلام علی عبادالله الصالحین

                                                                      سرباز  انقلاب اسلامی

                                                                        ۱۲/۱۱/۱۳۸۹

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 21:19  توسط سرباز گمنام  | 
بسم الله الرحمن الرحیم

رهبر معظم انقلاب اسلامی

پس از ارسال جندین بارهء نامه های مکرر به جنابعالی و عدم دریافت هیچ پاسخی از آنها  و با توجه به حوادث یکسال اخیر کشور و اوضاع بسیار آشفته و اسفناکی که در این مرز و بوم حاکم است،بار دیگر حسب تکلیف مطالبی را بحضور و بصورت سرگشاده معروض  و از جنابعالی تقاضا دارم پاسخ لازم را ارائهء طریق فرمائید.

شاید این نوشته مورد غضب بسیاری از خودپرستان و وابستگان شرق و غرب و جهال قرار گیرد !ولی آنچه برای حقیر مهم است،انجام تکلیف است  و حمایت یا نکوهش  بی پایه اهمیتی ندارد و اتفاقا حقایقی که مورد  هجمهء جماعت غیر امت وسط قرار نگیرد حقیقت نیست.امروز کشور عزیز ما ایران در  میان دوتیغهء تحجر و دگر اندیشی  قرار دارد و در کمال تاسف حاکمیت این دو پدیدهء مذموم و غیر شرعی  در بخشهائی از نظام اسلامی ما رویت میشود!.

برای پیشنهادهای اصولی تجزیه و تحلیل واقعی و منطبق بر حقیقت موضوع ضرورت دارد.حکومت جمهوری اسلامی ایران که تا یکسال پیش ادعا میشد ام القرای جهان اسلام و  باثباتترین کشور جهان است و بزودی ادارهء جهان را عهده دار خواهد شد!،هم اکنون حدود ۸ ماهی هست که با خود درگیر است و توان  اصلی کشور  برای آرامش بخشی و ایجاد امنیت صرف شده است. راستی آیا انتخابات و کاندیداها عامل و باعث این روند هستند؟آیا ملت ایران قبلا اطلاعی از وضعیت کشور و مسئولین خود نداشت؟آیا استکبار و مزدوران وی فقط در این یکسال به کشور ما حمله ور شده اند؟آیا واقعا آنان آنقدر قوی و ما آنقدر پوچ هستیم که نمیدانستیم؟آیا اکثریت دانشگاهیان  مرتبط با جریانات روشنفکری و تقریبا سکولار منحرفند و یا اکثریت روستائیان سهام عدالت بگیر و دفترچهء درمانی بگیر؟...آیا این بن بست استراتژیک نیازمند راهگشائیی  صریح و شفاف و قاطع و اصولی نیست؟

باور کنید که این برادر کوچک شما تنها و تنها بر اساس تکلیف و درک خود و با ملحوظ قرار دادن پاسخگوئی در پیشگاه باریتعالی و شاهد قرار دادن مولای همهء ما حضرت حجت(عج) این مطالب را مینویسد  و البته شرعا  و قانونا انتظار  پاسخگوئی را دارد. نگارنده عمیقا و با توجه و تمسک آموزه های شرع انور و مرحوم امام خمینی و جنابعالی  بر این باور است که قاطبهء ملت ایران و از اکثر جناحهای موجود هدف و سعیشان بر انجام تکلیف و توجه به مسلمانی و ایرانی بودنشان  است.گاهی در گروهی مدنیت و در گروهی توجه به اصول اعتقادی ارجحیت دارد که اگرچه در حقیقت این ترجحات ناشی از نقص در فهم دین و طی طریق است ولی در حالت کلی نشان دیانت و دلسوزی برای کشور است و بحق و انصاف  از عالیتریت کمالات امام توامان سازی دیانت و مدنیت و روشنفکری عالی در عین دیانت  و اصولگرائی مطلق است!،...همان امری که بحق  و وضوح در حوزهء حاکمیت ، از طرف شما مردمسالاری دینی نام گرفته است.

شاید این عریضه تحفه ای ناچیز در بسط اتحاد و همدلی باشد.برای همین و بدلیل سعهء صدر شما و بدلیل مسئولیت شما و بدلیل بستن زبان افراطگرایان و بدلایل عدیدهء دیگر طرف خطاب جنابعالی هستید.ارائهء راهکارها در حد فهم ناقص حقیر  متوقف بر تحلیل اوضاع کشور از همان منظر حقیر است:

اوضاع کنونی کشور عزیز ما بر پایهء معقولات و خردورزی مورد تاکید شما، از نظر مبانی استراتژیک  و شاخصهای اساسی  مورد توجه شرع انور  چندان موجه و مطلوب نیست!،اقدام بر اساس دستورات شرع انور در تمام زمینه ها اولویت و تکلیف بدون شبهه و موکد حکومت اسلامیست.صداقت در گفتار،مبارزه با ظلم و طغیان،رفع منکرات از ظاهر کشور اسلامی،جلوگیری از اسراف در هر زمینه ای،پیگیری  و اجرای هر پیشنهاد خیر و پیگیری شدید هر تخلف و در یک جمله قانونمندی محض و قاطعانه  و فراگیر تمام ارکان حکومت حتی شخص رهبری  تکلیف شرع و وظیفهء حکومت است و مهمتر اینکه حکومت اسلامی در صورت عدول از این اصول  دیگر اسلامی نخواهد بود حتی اگر عنوان اسلامی بودن را مرتبا تکرار کند.در کمال تاسف امروز حکومت جمهوری اسلامی ایران  در این زمینه ها بسیار ضعیف و پر از نقص و ایراد است و تاسف بارتر اینکه این بیماریها در درجهء اول ناشی از تسامح و سستی و قصور مسئولین کشور است!.حقیر مجبور  به شمارش بخشی از این مصادیق هستم:

دروغگوئی  بسیار وقیحانه و مکرر مسئولین کشور در اکثر رده ها  به مردم مثلا:تابحال  در مورد عاملان و کیفیت و...قتلهای زنجیره ای دهها گزارش دروغ  توسط مسئولین مربوطه به ملت ایران داده شده است و ملت بعنوان صاحب کشور و نظام   واقعیت ماجرا را نمیدهد!.

در قضیهء قتل زهرا کاظمی(خبرنگار ایرانی مقیم کانادا)حدود ۷ گزارش متضاد از ۷ مرجع مسئول و رسمی دولتی صادر شد و باز ملت ایران حقیقت امر را نفهمیدیند.

در قضیهء جعل مدرک تحصیلی  یکی از وزرای سابق کشور  حداقل ۵ مرجع رسمی ۳ گزارش متضاد تحویل مردم دادند و در کمال تاسف ۲ مرجع همچنان بر موضع باطل خود اصرار کردند  و میکنند.در همین مورد حقیر  بر علیه وزیر مذکور بدلیل جعل مدرک  و کلاهیرداری چندین ساله از بیت المال ،اول به رئیس جمهور و سپس به رئس قوهء قضائیه و در آخر بدقتر شما شکایت کردم و سه بار هم اصرار بر پیگیری شکایت کردم و در کمال تاسف خبری نشد!!!

هم اکنون تعدادی از نمایندگان و مراجع مسئول مجلس یکی از معاونین اصلی رئیس جمهور را دارای مدرک جعلی و کلاهبرداری از بیت المال میدانند و تعدادی از مسئولین دولتی هم بشدت این اتهام را دروغ میدانند،طبق معمول بیگانه و غیر مطلع از اصل قضیه ملت ایران است

دروغگوئی فاحش در مورد انواع آمار و ارقام فعالیتهای دولتهای فعلی و قبلی  بطور مکرر و توسط بسیاری از وزرا و نمایندگان  که بلحاظ گستردگی  فقط  عناوین آن را متذکر میشوم:میزان نرخ تورم،تولید فولاد و آلومینیوم و قیمت مسکن و...

دروغگوئی آشکار ۳ معاون رئیس جمهور فعلی در ظرف یک هفته پس از ارسال نامهء جنابعالی به رئیس جمهور در مورد عدم بکارگیری  فردی خاص در مشاغل حساس در خصوص واقعیت نداشتن نامه و...

شاید نزدیکترین مصداق مربوط به فعال بودن یا نبودن  راه آهن مسیر  شیراز - اصفهان باشد.در حالیکه این پروژه در ایام انتخابات افتتاح شد مودر انکار عده ای قرار گرفت .اخیرا توسط مسئولی سابق ادعای افتتاح نشدن گردید و بلافاصله راه آهن اعلامیهء دایر بودن داد و مردم  دائر بودن را تکذیب کردند و خبر گزاریهائی بصورت مستند اثبات عدم دایری کردندو  یکی از مسئولین طرفدار دولت در قم ادعا کرد که این خط دایر است و اینان وقیحانه دروغ میگویند!،..و باز در این عصر  گستردگی ارتباطات ملت ایران نمیدانند که این خط دایر است یا نه!

ادامه دارد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 11:44  توسط سرباز گمنام  | 

بسمه تعالی

رهبر معظم انقلاب اسلامی ،حقیر قبلا نامه ای را بحضور نوشته و برای عده ای نیز ارسال کرده بودم.قضایای انتخابات اخیر  و عیان شدن افتضاحات بیش از پیش موجود در حاکمیت کشور ما بار دیگر باعث ارسال این نامه گردید.از بی توجهی و تن به منکر سپردن دفتر شما(بفرض عدم اطلاع شما) و تسامح در امور مسلمین بسیار متاسفم.

خاطرتان باشد روزی نوشته بودم که جمهوری اسلامی فرشتهء مجروح خونینیست که لاشخورها در حال دریدن وی میباشند!،امروز صریحتر عرض میکنم با استمرار وضع فعلی  اسلامیت نظام از آن زایل خواهد شد  و تکلیف چیزی دیگر!.

حقیر رسیدگی به این امور را در درجهء اول بعهدهء شما میدانم  و یقین دارم  بجز توجه شما امکان اصلاح کشور بسیار سخت خواهد بود.قوهء قضائیه زیر نظر مستقیم شماست و شما مسئول اصلی عملکرد آن،تمام افتضاحاتی که اخیرا کشف گردیده)دروغ و فساد مالی و تهمت و اختلاس و باند بازی و...)همه و همه موضوعاتی هستند که مستقیما   رسیدگی به آنها از وظایف قوهء قضائیه میباشد و عملکرد تا بحال این قوه نشان از توان آن دارد!!!.

آقا،مطمئنا راه امروزی نظام ما راه امام نیست!،این را همهء مردم ایران بعینه و با تمام وجود درک میکنند.متاسفانه در حالت کلی حکومت ما با راه امام خیلی فاصله گرفته است،،راه امام کجا و دروغ کجا؟راه امام کجا و ریا و منتگذاری کجا؟راه امام کجا و به سخره گرفتن  همه کجا؟متاسفانه منکرات الهی همانند نقل و نبات از سر و روی اکثر جناحها و مسئولین میریزد و......

بندهء حقیر بحسب تکلیف تمام برادران و. خواهران هموطن خویش را بتقوی و خدا ترسی  و احساس وظیفه در قبال این شجرهء طیبه  دعوت میکنم.بدون شک بجز اجرای دقیق قانون در مورد همه این کشور اصلاح نخواهد شد و اجرای قانون با وضع فعلی قوهء قضائیه تقریبا محال است.تعصبات خود را بجز شرع انور و عقل و خردگرائی بدور ریزیم و در نجات اسلام و جمهوری اسلامی بکوشیم.بیش از همه کلید حل این مشکل در دست رهبر عزیز است و البته تسامح در اصلاح آن موجب عذاب دنیوی و اخروی.

مصرانه منتظر دریافت پاسخ نامه ام هستم

اين  نامه اي از يك مسلمان ايراني به عموم خواهران و برادران ديني ميباشد.خدايا تو شاهدي كه نيتي جزانجام وظيفه و تلاش در  اصلاح  و پيشرفت كشور ندارم وهمه چيز از توست و بازگشت همه بسوي تو و همهء ما فقير و محتاج كامليم .

اين حقير را عقيده اين است كه در حال حاضر حكومت ما بطور كلي اعم از دولت و مجلس و داد گستري  و حتي نهادهاي انقلابي در اجراي احكام شرع انور و ادارهء كشور بسيار ناقص و نارسا عمل ميكند.و در كمال تاسف به آثار زيانبار آن توجهي نميشود.در خيلي موارد منكرات جاي معروف را گرفته و معروف به فراموشي سپرده شده است.

از نظر شايستگي و ديانت ولياقت ملت بزرگ ايران هيچ كسر و نقصي وجود ندارد و هر چه هست تقصير كامل حكومت است و اگر ملت راه شرك و خلاف در پيش گرفته است اجبارا راهيست كه حكومت در پيش پاي آنان قرار داده است و مسئوليت همه بر دوش حكومت است چنانكه بسياري از فقها نظر داده اند كه اگر فردي مجبور به پرداخت رشوه باشد .بر او ايرادي نيست و بر گيرنده حرام است.

متاسفانه حكومت ما در موضع انفعال در مقابل دشمنان(كه با تمام قوا و امكانات به جنگ با اين حكومت الهي آمده اند)فقط به تحرك و شتاب ميپردازد و به جهت حركت كمتر توجه دارد.

حكومت ما دقت نميكند اينهمه روزيهاي حرامي و كه در اثر قصور او وارد شكم مردم ميشود ايمان را از دل آنان بيرون خواهد كرد.توجهي ندارد عضوي از جامعه كه از راه رشوه و رابطه و چاپلوسي و سفارش وتملق به جائي ميرسد ديانت و حريت خود را فروخته است و ديگر يك شهروند شريف و متدين واقعي نميتواند باشد. فراموش كرده است كه با اعتبار دادن به رشوه و رابطه و... شرك را فرهنگسازي ميكند و اين جامعه مدام در حال ارتكاب كبيره است

از ياد برده است كه وظيفهء او در درجهء اول اجراي فوري و دقيق مقررات شرع انور است كه در حال حاضر همين قوانين كشور است توان فهم اين را ندارد كه در كشور ،متشرع و متدين و قانونمند مايوس و سرافكنده گرديده و اخاذ و كلاهبردار و متملق اسب مراد ميراند!!!

حكومت اسلامي نظاميست كه در آن متخلف آسايش ندارد و مومن در كمال اطمينان است.آيا شرافتا امروز چگونه است؟آيا مومن آسايش دارد يا مشرك؟

حكومتي كه روح آن بايد عدالت باشد و اين امر را به هرقيمتي در اجتماع جا بياندازد مردم را به روزي انداخته است كه جهت گرفتن يك حق مختصر بايد سالها در اين دادگستري ويران با شنيدن انواع تهمت و ناسزا سرگردان شوند

حكومتي كه وظيفه دارد كارگزاران و خصوصا قضات خود را از كاملترين افراد اجتماع از نظر عقل و دين و شخصيت انتخاب نمايد كار را به افرادي نادان و عقده اي و بي تعهد سپرده است و خدا ميداند كه چه لطمه هائي از اين بي تقوائي و بيسوادي و... بمردم و كشور وارد ميشود.

حكومتي كه از وظايف اصلي او رد منكر است در پيكرهء خود بيشترين مفاسد را ميپروراند و از آن منكرتر اينكه نظاره گر اينهمه افتضاح و منكر است و واقعا دريغ از يك جو غيرت ديني!

متاسفانه حكومت ما از بالاترين سمتها دروغ و تملق را رواج داده براحتي مسئولين مربوطه انواع تهمتها و دروغها و ... را بهم نسبت ميدهند و دريغ از دفاع كننده اي از حيثيت نظام.

 واقعا فاجعه نيست كه  تمام بنگاههاي اقتصادي دست دولت عليرغم رانت خواري فاحش ضرر ميدهد و بلافاصله پس از اينكه بدست شخص خصوصي ميافتد چندين برابر سودده ميشود وفقط يك مورد مثال كافيست كه تا وقتي تلفن همراه در انحصار دولت بود حداقل قيمت به 500هزار تومان رسيد و با حضور بخش خصوصي در دوسال اخير به 30 هزار تومان تقليل يافت.چه كسي مسئول سالها اجحاف و ستم بر مردم است متاسفانه اين امر تنها منحصر به بنگاههاي اقتصادي نيست

عزيزاني كه مطلعند قطعا ميدانند كه با ثروت فعلي كشور  و اين ملت براحتي ميتوان رشد حاضر را به چند برابر رساند ولي رانت خواران نميگذارندو آيا اين فاجعه نيست كه بجاي مكتب من گفتن امروزه اكثر مسئولين داد منم منم سر ميدهند؟كجاست آن فرياد هاي امام خميني؟فاجعه نيست كه ريشهء اعمال بجاي قصد قربت كوبيدن حزب و جناح مقابل است و در اين مسير چه منكراتي كه سر نميزد .

هموطنان و همكيشان از نظر بنده ريشهء مشكلات در اين است كه در كشور ما هنوز مقررات و حكومت بصورت سنتي و شخص محوري اداره ميشود و بر همان اساس قوهء مجريه و در راس آن رئيس جمهور بعنوان همه كارهء كشور معرفي ميشود و تمام انتظارات مخصوصا در مورد عدل و داد كه بدليل شيعه بودن ملت بزرگ ما اهميتي ويژه دارد از اوست ولي حقيقت چيز ديگريست.

شايد در مديريت كلان كشور تمام قوهء مجريه حداكثر 25 درصد نقش داشته باشد و بخش مهمي از آن بعهدهء مجلس و بسيار مهمتري به عهدهء قضائيه است

رهبري كشور ما كه حقيقتا يك موهبت الهي و بدون شك وارسته ترين و با خداترين رهبر موجود در سطح كرهء زمين است و سبب افزايش معنويت و ايمان ملت ما استراتژي خود را استقلال دادن به قوا و عدم دخالت درامور آنها قرار داده اند اگرچه نظارت بر شرعي بودن امور آنها را مد نظر قرار دارند و حقيقتا كارهاي طاقت فرسا و گاه قائم به شخصي كه در قبال مسائل بسيار گسترده و مهم جهان اسلام دارند شايد انتظار بيش از اين را غير معقول ميشمارد اگرچه نگارنده بنص فرمايش حضرت امير(ع)شخص رهبر معظم را مسئول اعمال حكومت ميداند و بر اين نظر است كه در حوزه هاي ناقص مخصوصا دادگستري دخالت فوري و موثر ايشان ضروري و واجب است اگرچه بدلايل متعدد مجلس در تصويب مقررات جامع و تخصصي كارنامهء درخشاني ندارد و بيشتر در امور فني لوايح دولت را كه با ديدي محدودتر تهيه شده تصويب ميكند و شايد از بهترين مصاديق آن لايحهء ايجاد دادگاههاي عام در سال 1373 بود كه توسط دادگستري تهيه و با بوفق و كرنا در مجلس تصويب شد و ادعاي اصلاح بسيار سريع و كامل مشكلات قضائي كشور را ميكرد(علاقمندان ميتوانند به مذاكرات مجلس در اين خصوص مراجعه كنند) ولي در نهايت افتضاح 8 سال بعد همان قانون قبلي را برگرداندند و اهل علم ميدانند كه چه لطمات جبران ناپذيري بر اعتماد عمومي و دين و مال و حيثيت مردم و نظام وارد شد.

 از اين قبيل كارها زياد است و از نقايص عمدهء ديگر پرداختن به طرحها و اموريست كه شايد از نظر و ضرورت اجتماع در درجهء چندم اهميت باشند و متاسفانه اغراض سياسي در اين امور دخالت دارند و يكي از خصلتهاي بد آن پرداختن به تحقيق و تفحص در موارديست كه قصد در گيري با سازمان مربوطه را دارند و سستي كامل در حوزه اي كه تكليفشان است.مثلا وضعيت افتضاح دادگستري كه كمر ملت ايران را شكسته هرگز مورد تحقيق و تفحص نبوده و بالاخره بادستور قرار گرفتن در 3 سال پيش هنوز عرضهء اجراي آن را نداشته است و عملا تسليم گردنكشي قوهء قضائيه شده است.

اينهايند مثل مرحوم مدرسها؟؟؟متاسفانه قوهء قضائيه كه مهمترين ركن و ضامن اجراي قانون و عدالت در جامعه است در وضعيتي بسيار افتضاح بسر ميبرد و اين روند همچنان ادامه دارد و تاسف بارتر اينكه تبليغاتي ناصحيح و صريحا دروغ و خلاف شرع در وجهه بخشيدن به اين مركز ضد عدالت و فساد ادامه دارد و هيچ كس را عرضهء حقيقت گوئي و حقيقت جوئي نيست!!!.

در كمال تاسف بيش از 60 در صد قضات شرايط اوليهء قانوني و شرعي قضاوت را ندارند و با رابطه بازي و بر خلاف شرع وارد اين مجموعه شده اند مخصوصا قشري از روحانيون كه سوادي بسيار  كم و افتضاح در امور حقوقي دارند و سالهاست كه آبروي اسلام و روحانيت را ميبرند و در تمام مراكز انگشتنما هستند ولي قرار است حيثيت يك صنف و يك شخص بر حيثيت نظام و مصالح ملي مقدم شمرده شود!.

حقوقدانان ميدانند بنده چه عرض ميكنم و قطعا مسئولين و در راس آنها رهبر مكرم بايد به اين مطلب توجه اساسي نمايند.كدام شرعي اجازه ميدهد يك معمم كه حقا سوادي بسيار اندك دارد صرفا به اعتبار لباس خود قاضي شود .اين افراد جهت تبرئهء خود روزانه  به دهها دروغ و.. متوسل ميشوند!آري در راس محكمهء نظام اسلامي! مابقي هم كه تكليفشان معلوم است

همه باهم اتحاد عليه عدالت و ملت .آنچه زمين خور ميشود و از بين ميرود دين و غرور و مال ملت است !!! قوهء قضائيه بستر ساز حركت بر مبناي مجاري قانوني در اجتماع است و وقتي خود بر خلاف قانون قرار دارد تكليف ملت معلوم است.

براستي چه كسي بايد اين مشكل بزرگ را كه برابر با ماهيت حكومت اسلامي ماست بر طرف كند.علما و انديشمندان ميتوانند جهت درك بهتر فاجعه به حقوقدانان حتي خود قضات مراجعه كنند و تحقيق نمايند.

بنده يقين دارم اين امر هزاران بار بيشتر از بيكاري و نفت و گاز و بنزين و... اولويت دارد. اين ريشه است كه سرطان گرفته است وحرث كردن شاخ وبرگ دردي را دوا نخواهد كرد.مطمئن باشيد.

حقيقتا اين همه امكانات و كشور و ملت بزرگ ما حيفند!!!انديشمندان و علما و در راس آنها رهبر معظم عنايت كنند.بايد فرياد كرد.بايد به مسائل اساسي پرداخت.قوهء قضائيه راس هرم نظام و ميراب سر چشمه است كه با نابخردي و غرض ورزي خود همهء ملت و كشور را به گل نشانده است.برويد از حقوقدانان چه وكيل يا قاضي و... بپرسيد.بوا... بسياري از اين قضاوتها حرام است.بوا...اين حوزه پر مشكلترين جاي نظام است.بوا... ملت از اين مجموعه لطمات سنگيني ميخورد.

شايد اينها را فقط بيان درد ولي بدون درمان تلقي كنيد!!!.هرگز اينگونه نيست.راههائي بسيار آسان و كم هزينه و بسيار پر ثمر وجود دارد.جاي بسيار تاسف است كه در اين حكومت اسلامي مسئولي جوياي راه اصلاح نيست.

اين را خيلي صريح ميگويم.وقتي  قاضيي بوضوح رشوه ميگيرد و مافوق او علم كامل دارد و هيچ!!!تعجب نكنيدهيچ اقدامي در عزل يا برخورد او صورت نميدهد.شما چه تلقي ميكنيد؟كجاست تكليف شرعي ؟پس چه شد حلال و حرام؟

 من در محضر پروردگار احديت و حضرت بقيه الله الاعظم(ارواحنافداه)و پيشگاه ملت ايران و با خطاب قرار دادن رهبر مكرم كه او را عصارهء فضائل و مسئول ملت بزرگمان ميدانم اعلام ميكنم كه رسيدگي به وضع واقعا اسف بار اين قوه از هر كاري در كشور ضروريتر بوده  و محال است بدون اصلاح اين قوه كشور ما اصلاح شود.بايد با حمايت شخص ايشان هر چه سريعتر جلسات و ميزگردهائي در صدا و سيما تشكيل تا عمق ضعف و نارسائي براي عموم !!! و بيشتر مسئولين كشور مشخص شود.

واقعا جاي تاسف نيست كه در صدا و سيما راجع به هر مسئلهء مهم و غير مهمي ساعتها ميزگرد گذاشته ميشود وي در خصوص اين قوه با اينهمه آثار مهم آن بجز موارد محدود حرفي گفته نميشود..هيچ شك نكنيد كه انقلاب در اين حوزه در دست نامحرم است!!!.بايد هر چه سريعتر قضات نا كار آمد و بي تعهد از اين قوه كنار روند.بايد نظارت ناقص و عقب نگهداشته شدهء مجلس بر اين قوه شديدا اعمال شود.بايد با نظارت مستقيم رهبر عزيز دادسراي انتظامي با متخلفين بشدت برخورد كند.سكوت در اين خصوص حرام مسلم شرعيست.

آيا انرژي هسته اي يا ساعت كار بانك و مترو و بنزين مهمند يا عدالت كه ذات و ماهيتملت ايران و شرع انور است؟براستي تا بحال در اين خصوص فكر كرده ايد؟كدام دست پنهانيست كه مايل نيست وضع اين قوه روشن و مشخص شود؟از هر نظر كه حساب كنيم بايد حكومت اجازهء تعطيلي و يا تاخير عدالت را به هيچ وجه ندهد.

چه كسيست كه عدالت را بما بنزين و پول و وام و ... تعريف كرده است؟عدالت يعني مضطرب بودن دزد و كلاهبردار.عدالت يعني كشوري بدون تبعيض در تمام زمينه ها.عدالت يعني اجراي دقيق و سريع حدود الهي.عدالت يعني اجراي بي چون و چرا و دقيق قانون نسبت به همه و در تمام زمينه ها.

بطور قاطع مشخص است كه همهء ملت ما  از هر قشري دچار تبعيضند.و راه پيش پا گذاشته شده از بدو شروع زندگي انجام منكر و ...است.براستي يك قانونمند متشرع توان ادامهء حيات ندارد.آيا فاجعه اي بزرگتر از اين سراغ داريد؟متاسفانه نظام دارد معروف گريزي و توسل منكرات را بستر سازي ميكند.

 ذكر اين تذكر لازم است كه شايد عده اي بمنظور فرافكني آنگونه كه دردي رايج در كشور ماست اين مطالب را تضعيف نظام يا ...عنوان نمايند.ولي همهء ملت شريف ايران بيش از مسئولين بسياري واقفند كه اين نظام و كشور متعلق به آنهاست و دفاع از كشور خود را مقدم بر هر امري ميدانند ولي حواسشان جمع است كه ممكن است عناصري از دشمن تحت لباس و شكلي ديگر در امور نفوذ كند وبنص وظيفهء شرعي و حق قانوني خودمدام امور حكومت را زير نظر دارند و اتفاقا بدترين نوع تضعيف نظام را ماست مالي كردن مشكلات و پاك كردن صورت مسئله ميدانندوبديهيست كه اين هياهو ها در ارادهء ملت بزرگ و دلسوزان كشور  تاثيري نخواهد داشت.

شايد قشري ديگر نيز اين عرايض را صرفا احساسي و بيان مشكلات بدون پيشنهاد راهكار معرفي نمايند در حاليكه اين اظهارات كاملا اعتقادي و واقعيتهاي مسلم اين كشورند و حتي قرار نيست كسي كه ايرادي را ميگويد حتما راهكارش را نيز بگويد.چون فرض است كه مسئولين آگاه و متخصص و راهگشاي امورند.

از اينها گذشته حقير چندين  بار راهكارهاي بسيار عملي و كاملا كارگشا و بسيار ضروري را به مراجع مختلف ارائه داده ام ولي در كمال تاسف حتي يك موردمسئولی  احساس وظيفه نكرده كه در مورد آن توضيحي بخواهد يا حتي آن را رد كند.و در كمال تاسف اكثر حقوقدانان ميدانند كه اوضاع دادگستري آنچنان آشفته و ابتدائي و ناگوار است كه در يك جلسه ميتوان دهها طرح و راهكار ارائه كرد.

مجددا معروض ميدارد اين مطالب از روي تكليف و وظيفه عنوان گرديد و نويسنده از عموم ملت و خصوصا زحمتكشان انقلاب كه امروزه با ديدن اين نا بسامانيها دچار ضربات سنگين روحي هستند ميخواهد به موضوع حساسيت بخرج دهند.

ما ميخواهيم در كشور اميرالمومنين و با قوانين امير المومنين زندگي كنيم.

ما ميخواهيم لقمه هاي حرام وارد شكم بچه هايمان نشود.

ما ميخواهيم حر و آزاده زندگي كنيم و همانگونه نيز بميريم.امري كه با ادامهء وضع فعلي محال خواهد بود. و در اين راه تكليف انديشمندان و علما بسيار بزرگ است .

خدایا سلام و ارادت خالصانهء ما را به محضر مولایمان برسان وارواح مطهر شهدا و روح پر فتوح امام بزرگوار را متعالی گردان و مقام معظم رهبری این مومن مجاهد و خداگونه را کماکان یار و یاور باش و عاقبت همهء ما را خیر بگردان.انک ولی المومنین

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:34  توسط سرباز گمنام  | 

از مهمات امور مسئلهء قضاوت است که سر و کار آن با جان و مال و ناموس مردم است.وصیت اینجانب به رهبرو...ودست کسانی را که با جان و مال مردم بازی میکنند  و آنچه نزد آنان مطرح نیست عدالت اسلامیست از این کرسی پر اهمیت کوتاه کنند...امام خمینی

مقام معظم رهبري ،با سلام ،احتراما پيرو نامه هاي قبلي و بمناسبت سال شکوفائی و نو آوری و نیز گزارش مجلس شورای اسلامی  در مورد وضعيت بسيار تاسف بار قوهء قضائيه ، يكبار ديگر حسب تكليف شرعي خود و در دفاع از انقلاب اسلامي و ملت بزرگ ايران مطالبي را بحضور ارسال ميدارم.همهء ما مسلمانيم و  يكي از تكاليف مهم ما امر بمعروف و نهي از منكر است.مطالبی که بحضور تقدیم میدارم مشاهدات روزانهء حقیر از این مجموعه است  و امیدوارم با توجه به خسارات سنگین ادامهء وضع حاضر به اسلام و کشور عزیز راه را برای کالبد شکافی و ارائهء راه حلهای مفید باز کنید.تمام اهل فن میدانند که امروز هر کس انتفاداتی صریح و  صحیح از این قوه بکند با انواع برخوردها  و مجازاتهای ناروا و غیر مشروع این قوه مواجه خواهد شد . قوهء قضائیه پیشانی نظام و میر رافت و غضب و دارندهء  فرقان و شمشیر عدالت است.کمترین کمال و یا نقص آن ارتباط مستقیم با نقص یا افزایش دین و آرامش و همه چیز مردم دارد و دریغا که مسئولین توجه لازم را هرگز نداشته و ندارند.و ایراد آن  دارای آثار منفی  بسیار مهم است

۱-گزارش تحقيق و تفحص از قوهء قضائيه كه البته همه ميدانند بسيار ضعيف و ناقص و در مواردي خاص انجام گرفته است واقعا ننگ بزرگي بر نظام ماست. حسب متن گزارش در طي ۴ سال دهها مورد كارشكني در تهيه و تنظيم اين گزارش صورت گرفته است.در متن گزارش هم به دهها مورد ايرادات اين قوه متوجه ميشويم.فقط يك لحظه تصور كنيد كه وقتي با  عاليترين نمايندگان ملت اين رفتار آنهم توسط كساني كه قسم بر رعايت قانون خورده اند صورت ميگيرد،با ملت بدبخت اعم از شاكي و متهم و مدعي چگونه رفتار ميشود.بسيار افتضاحتر اصلاعیه’ قوه’ قضائیه در پاسخ تحقیق و تفحص و انتقاد معاون اداري و مالي قوهءقضائيه و اظهارات سخنگو ي آن و... در مورد اين گزارش ميباشد.

۲ـ اينجانب بعنوان يك كارشناس حقوق و مطلع كامل از درون اين قوه مكررا نامه هائي براي شما ارسال داشته ام و مشروحا نابساماني  اين قوه را از جهات مختلف شرح داده ام.باز هم بعنوان يك حجت الهي تاكيد ميكنم  بوالله  از نظر حقير بزرگترين عامل بازماندگي و افت پيشرفت كشور ما اين قوهء نابسامان است.بوالله عامل اصلي اينهمه  بدفرهنگي و ريخت و پاش و بي نظمي و رشوه و ريا و.. اين مجموعه است.بي كفايتي اين قوه لقمه هاي حرام را در شكم مردم انباشته است. حلال و حرام در هم  قاطي شده است.اگر اوضاع اين طور پيش رود حتما  مشکلات بیشتری حادث خواهد شد.

۳- بدون شک نگاه عمدهء مسئولین در سنوات گذشته به شاخصهای ظاهری پیشرفت نظیر عمران وصنعت و... بوده و از این امر بسیار مهم که بستر فعالیت سالم تمام عرصه های دیگر میباشد غفلت شده است  و به همین دلیل علیرغم پیشرفتهای زیاد در  خیلی از زمینه های مادی ،باز هم ناهنجاریها و بینظمیها بشدت ادامه دارد. 

۳ـ متاسفانه جمهوري اسلامي ما بجائي رسيده كه حتی  بالاترين مسئولين نظام علنا در  در پيشگاه مردم دروغ ميگويند.همين گزارش  و پاسخهاي مسئولين قوهء قضائيه یکی از این موارد است.برخورد با اين منكرات چگونه خواهد بود؟آيا اين كثافتكاريها دين و ايمان مردم را مخدوش نميكند؟خيلي صريح  و با اطلاع خودم از بين مردم عرض ميكنم كه ادامهء اين منكرات نظام را در سراشيبي سقوط قرار خواهد داد.اين سنت الهيست و در ترك امر بمعروف و نهي از منكر همه عذاب خواهند كشيد.مطمئن باشید همه و همه از وضع موجود ناراضی و ناراحتند.همه در حسرت یک روز با صفا و معنوی و بدور از ریا و دغلبازی هستند.

۴- با توجه به ارسال قبلی مطالب نمیخواهم زیاد به جزئیات بپردازم ولی همینقدر بدانید که اصلیترین مشکل نظام ما بی کفایتی این قوه است در حالیکه اصلیترین وظیفهء حکومت ما یعنی قانونمداری و عدالت و مبارزه با خلاف شرع بر عهدهء این قوه سپرده شده است.آقا وقتی یک قاضی  کم سواد و مغرض و بی تعهد است  شما چه انتظاری دارید؟شمشیر عدالت بدست نادانان و مغرضان سپرده  شده است،این را مطمئن باشید.و مسئولیت اصلی در این مورد با شخص جنابعالیست.گزارش مجلس بوضوح نشان میدهد تقید اینان به قانون و شرع مخدوش است.مگر فتوای صریح شما و مرحوم امام نیست که نباید از مقررات تخلف شود؟اینان که سوگند بر اجرای مقررات خورده اند چطور جرات این تخلف  صریح را میدهند.شخص شما باید دخالت کنید.

۵ـشک نداشته باشید که رفتار قضات و کارمندان قوه با ارباب رجوع بسیار سخیف و زشت و واقعا مایهء ننگ نظام اسلامی ماست،این را بوضوح تمام مراجعه کنندگان به دادگستری میدانند.براستی آیا شما اطلاعی از این امر ندارید؟آنچنان رایهای نابرابر و جاهلانه و مغرضانه داده میشود و بدبختانه رفتار  رده های بالاتر خصوصا دادسرای انتظامی قضات بسیار بدتر از قضات متخلف است و این ظلم و ستمها در قلب مردم جای گرفته است.نعوذ بالله یا باید فرمایش نبی گرام (الملک یبقی مع الظلم...) نا صحیح باشد و یا با وضع فعلی نظام حتما نخواهد ماند.این را جدی بگیرید.هرگز این وضع سنخیتی با اسلام و قانون و ملت با شرف ایران ندارد.

۶ـآراء قوه محدود به طرفین دعوا نیست،الگو ست،فرهنگ ساز است.در مجموع آراء این قوه به مردم یاد داده است که باید متملق و دروغگو و چاپلوس باشند. من بر این باورم که دزد و کلاهبردار و خلاف بیشتر از افراد متدین و حق طلب به این آراء امیدوارند.

۷ـ هیچ اولویتی واجبتر و ضروریتر از رسیدگی به این قوه وجود ندارد و متاسفانه هیچ مرجعی بجز شخص شما نمیتواند این کار را انجام بدهد،رفتار قوهء قضائیه در برابر گزارش نمونه ای از تایید این امر است.

خدا شاهد است که عرق انقلابی بودن و حزب اللهی گری نمیگذارد بیشتر بنویسم،بوالله اینجا فاجعه است،همه چیز در هم و بر هم است،نظام از اینجا بطور مستقیم لطمه میخورد،حق و باطل در هم میامیزد و مایهء یاس و نا امیدی و بی نظمی کشور است.بوالله شمشیر و میزان بدست نالایقان و ناشایستان سپرده شده است  و مطمئن باشید که مسئول اصلی این کار روسای این قوه اند  که تحت مسئولیت مستقیم شمایند. ای بزرگوار ، تقاضا دارم مستقیما این عرایض را مد نظر قرار دهید. در این قوه  آنقدر کارهای متحجرانه و  ناشیانه صورت گرفته است که لطمات آن تا دهها سال از کشور رفع نخواهد شد.اینکه همه جای کشور دزدی و رشوه و بی نظمی و  بی انضباطی حاکم است،مطمئنا در درجهء اول ناشی از این قوه است.  مراجعه کنندهء به این آخرین ملجا  و امیدگاه، واقعا از همهء نظام مایوس میشود.

مطمئن باشید و میتوانید تحقیق کنید خود قضات منصف نیز مصرا به این ریخت و پاش  و بی دقتی در رایها اعتراف دارند.والله دنیا و آخرت آنها نیز بدلیل تحجر و ندانم کاری از میان رفته است.قاضی و کارمند بدبخت از نظر کمیت بشدت گرفتار و از نظر کیفیت واقعا افتضاح!!!،اینها مولود تحجر و بی کفایتی هستند.

هیچکس در نظام ما بر شرع انور  ما ترجیح ندارد.شرع ما هرگز این رفتارها را نمیپسندد. واقعا در این خصوص آزادی نیست که شخصی جرات تحلیل و نقد آزادانهء این قوه و بیان افتضاحات را داشته باشد.در اینجاست که شما تکلیفی ویژه دارید.مطمئن باشید با وضع فعلی، این قوه نظام را به فنا خواهد کشاند.استمرار این وضع حرام است.

آقا من شهروند  از این رفتارها بجز قانون گریزی و دروغ و ریا  چه یاد میگیرم؟،چرا هرگز عدالت و قضا و وضعیت این قوه مورد بررسی قرار نمیگیرد؟مگر اصلیترین وظیفهء حکومت اسلامی اعمال  عدالت نیست؟چرا هرگز عوامل این کمبود عدالت  مورد تحلیل قرار نمیگیرد؟،من بر این باورم که شما بطور مفصل و مشروح از ننگ و عار درون این قوه خبر ندارید؟،حداکثر سی درصد قضات هستند که در این ناهمواریها براساس عدالت و تقوا زیسته اند و بوضوح از همه چیز خبر دارند.چرا باید مطالح نظام اسلامی  فدای اغراض و هواهای عده ای بشود؟،

همین رفتار این مجموعه با تفحص ضعیف و محدود نمایندگان باید نمونه ای باشد که بی تقوائی و غرور و تکبر و بی تعهدی آنان را به اثبات برساند.جمهوری اسلامی به جائی رسیده که این همه تزویر و ریا و دروغ گقته میشود و هیچ حیائی هم وجود ندارد.براستی اینها چگونه رای میدهند و چگونه سوگند بر اجرای مقررات خورده اند؟

هر مقدار کار فرهنگی و .. که در این کشور صورت گیرد  باندازهء اصلاح جزئی این قوه از نظر کیفیت  تاثیر گذار نخواهد بود،کارهای فرهنگی همه حرف است ولی رای و رفتار این قوه عمل است و همین عمل است که تاثیر اساسی بر مردم میگذارد.شکی نیست که در حال حاضر جامعهء ما  ریاکاری و بی نظمی و بی تقیدی به قانون و دروغ و سایر منکرات را از حکومت ما میاموزد.

حکومت اسلامی هرگز حق ندارد بمردم دروغ بگوید،هرگز نمیتواند  پیمان شکنی بکند،هرگز نباید در برخورد با منکر تاخیر بکند، هرگز نباید اجازهء شیوع منکر را بدهد،نمیتواند در مقابل رشوه و تبعیض و بی انضباطی ساکت باشد،...هرگز نبیاد اجازه دهد کارمند و قاضی آن بکرات با توهین با مردم برخورد کنند.

تعدادی از قضات هستند که با بر اثر کم سوادی مفرط و یا بی تعهدی  بزرگترین لطمات را به نظام میزنند وبوضوح اخاذی میکنند و  مسئولین مربوطه کاملا از این افراد مطلعند ولی هیچ اقدام جدی بعمل نمیاورند .شخص جنابعالی سال گذشته فرمودید با قضات متخلف بشدت برخورد شود مطمئن باشید هرگز این کار صورت نگرفته است!!!،والله واضحترین تخلفات و حتی جرائم اینها هم  در بسیاری موارد نادید گرفته میشود. در کمال بدبختی قضات متعفنی هم که پس از میلیونها تومان رشوه و تبعیض و... مورد برخورد قرار میگیرند،با  پیشنهاد استعفا  کنار گذاشته میشوند و بلافاصله به شغل وکالت روی میاورند و اینبار در کمال گستاخی به خیانت از حوزه ای دیگر میپردازند.

شوراهای حل اختلاف تاسیسی بسیار ناشیانه  و در اصل جهت فرار از تراکم پرونده ها ایجاد شدند که بدلیل سپردن امور به اشخاصی بمراتب ناشیتر از قضات لطمات سنگینی بر کشور و اعتبار نظام وارد آوردند!!!، انسانهائی بدون آموزش کافی و بدون احراز شرایط  تعهد و... شروع به رای دادن در مواردی مهم نمودند که واقعا کیفیت آنها افتضاح بود و هست و...

ایجاد مرکز مشاوران قوهء قضائیه هم در حوزهء وکالت و هم در حوزهء کارشناسان  نیز کاملا مغرضانه  و در جهت مقابله با کانون وکلای دادگستری و کارشناسان بود که گاه به خواهشهای غیر قانونی دادگستری تمکین نمیکردند و ایجاد این مجموعه واقعا جهت بکار گماردن افرادی بود که تحت امر و بله قربان گو در هر شرایطی باشند.تفصیل بیشتر با مراجعه به سابقه واضح است

کاهش زندانیان و زندان زدائی  اگرچه در مواردی بحق  باعث جلوگیری از غرض ورزیهای شدید قضات گردید ولی در اصل باعث از دست دادن اهمیت این مجازات اساسی و گسترش جرم گردیده است.بدهکاران براحتی در مقابل طلبکاران قد علم مبکنند  و بوضوح از پرداخت بدهی خود طفره میروند،مجرمانی اساسی با تحمل زندان کم یا پر داخت جزای نقدی  خلاص میشوند و ...

کماکان آندسته از روحانیونی که سواد اقل قضاوت را ندارند وارد قوه میشوند و علاوه بر لطمات جبران ناپذیر به اعتبار قضاوت و حکومت ،روحانیت را نیز خدشه دار میکنند.این امر از واضحات است و بدون شک ترجیح بلا مرجح صنف رو حانیت بر اسلام عزیز!!!

 و حقایق مختلف دیگری که درج آنها در این مقال رجحان ندارد و باز ار روی ادب و وظیفه نهایت ارادت قلبی  خود را بحضور تقدیم  و تقاضا دارم بطور موکد به مسئولی امین  امر فرمائید پیرامون قضیه بررسی جدی بعمل آورد.همهء ما در حفظ و پیشرفت نظام جمهوری اسلامی مسئولیت داریم.

باز هم بر حسب وظیفهء شهروندی خود  از تمام قضات عادلی که در  بحبوحهء ناهنجاریها و فشارهای داخلی و خارجی بحمدالله بر سبیل عدالت و تعهد رای داده اند و میدهند  عرض ادب و احترام میکنم و از خداند متعال اخلاص در  گفتار و عمل را مسئلت دارم.والسلام علی عباد الله الصالحین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:42  توسط سرباز گمنام  | 

مقام معظم رهبری

با سلام و احترام ،باز هم بر اساس تکلیف نامه ای را بحضور ارسال میکنم.این دقیقا پنجمین نامه ایست که با رعایت تمام شرایط امر بمعروف و نهایت عشق و علاقه به دین و کشورم به  دفتر شما ارسال داشته ام!!!

پس از اینکه  سه نامهء اول که تنها بدفتر شما ارسال شد و در کمال ناباوری و تاسف هیچ پاسخی دریافت نشد،اجبارا نامهء چهارم را علاوه بر دفتر شما به حدود ۲۰ تن از مقامات مسئولی که ارتباط آنها با دفتر شما مسلم بود و نیز پانزده رسانه و روزنامه و سایت داخلی  و البته یک سایت خارجی  فارسی زبان نیز ارسال داشتم.

دریغا که هیچ پاسخی از هیچیک از طرفها دریافت نشد و تنها و تنها آن سایت خارجی در کمال امانتداری اقدام به انتشار نامه در سایت خود کرد.اینکه این رفتارها کمال منکر و در تعارض مستقیم با آموزه های شرع انور دارد هیچ شکی نیست و صد البته که مایهء ننگ و عار نظام ماست!!!.نظامی که اساس آن  بر مبنای تکلیف بوده و استمرار آن نیز بجز ادای تکلیف میسر نخواهد بود هرگز نباید به این روز دچار شود.جمهوری اسلامی باید دست منتقدان واقعی را ببوسد و مصرا در جهت استفاده از آنان بکوشد.

آنچه مایهء تاسف بیشتر است اینکه با توجه به محتوای انتقادی  و کشف منکر نامهء حقیر از افتضاحات قوهء قضائیه،در کمال عوامفریبی نامه ای از طرف حوزهء ریاست قوهء قضائیه به همان سایت ارسال  و از نگارنده دعوت شده بود  با مدارک به قوهء قضائیه مراجعه کند!!!جالب ایت که سایت مذکور این پیام را نیز در کمال امانتداری درج کرده بود.راستی  کمتر کسی شک دارد که در صورت مراجعه به قوه با انواع تهمتها و انگهای مختلف سر از زندان و ... مواجه خواهد شد.

مطمئن بدانید اوضاع بهم ریخته و مبتنی بر تحجر و غرض ورزی این قوه آنچنان آشکار  است که هر کس بهر نحوی با این قوه ارتباط دارد  از این حقیقت مطلع است.

آقا مطمئن باشید هرگز کشور ما بدون اصلاح اینجا به تعالی مطلوب نخواهد رسید.مطمئن باشید این تشکیلات بر هم زنندهء عدالت کشور است.

مطمئن باشید رویهء حاضر در این مجموعه بزرگترین سوهان فرسایندهء ایمان و عدالت طلبی و غیرت و شرف و حریت مردم است.

من یک کارشناس هستم و در مرکز این مجموعه!!!،عملکرد قبلی و فعلی و برنامه های موجود  اکثرا واهی و مسخره اند.نظام اسلامی از اینجا آسیب میبیند و چون قدرت دست اوست و البته زیر نظر مستقیم شما،قوای دیگر جرات بیان ایرادهای آن را ندارند.برنامه ها و سیاستهای فعلی بر خلاف صریح نصوص مکرر شرعی و نهج البلاغه و نیز سیستمهای حقوقی جوامع بشریست.

هم از نظر شرع انور و هم از نظر قانون شما مسئول مستقیم این قوه هستید و من وظیفه میدانم این مطالب را برای چندمین بار متذکر شوم و البته از ته دل از عدم وصول هیچ پاسخی تا بحال بسیار ناراحت  و رنجیده.مگر حکومت ما اسلامی نیست؟.پس احساس تکلیف کجاست؟ همه جای این قوه منکر است و معلوم نیست چرا اصلا حرکتی در دفع این منکر نمیشود!.

خدا وکیلی من بعنوان یک مقلد و مرید شما تابحال خود را اینگونه قانع کرده ام که نامه هایم را بدست شما نرسانده اند!البته خود این کار هم منکریست که باید برخورد شود.من نامه هایم را بدفتر رهبر نظام اسلامی فرستاده ام  و انتظار معقول و منطقیم این است که حداقل با دوسطر پاسخ دهند  که مثلا نوشته هایت بیخود و یا فاقد مبناست و یا در دست بررسیست.

حقیقتا امروز مقابله و مبارزه با این وضع قوهء قضائیه تکلیف است.

درد ملت بدبخت ما فقر و خیابان و .. هست ولی بسیار مهمتر از آن درد بی عدالتیست  که با ناشیگری این قوه روز بروز بیشتر میشود!!!.هزار بار افتضاحتر از بیکاری و ... وجود قضات کم سواد  و فاقد شرایط لازم است.

اساسا تکلیف مهم و غیر قابل اغماض حکومت اسلامی اجرای قاطع و دقیق مقررات است که مسئولیت اصلی آن بر دوش این قوه است و متاسفانه بی کفایتی این قوه همه را بهم ریخته است و همین بزرگترین ضررها و فشارات را بر مردم وارد میسازد.

براستی از حقوقدانان امین خود سوال فرمائید. من این عرایض را با احساس تکلیف  بیان میکنم.

مطمئن باشید اکثر  این مجموعه اعم از قاضی و وکیل و کارمند  به مزخرف بودن و ناقص بودن و نارسا بودن و بی کفایتی کامل این وضع  اذعان دارند و  با این حال معلوم نیست چه دست ناپیدا و یا اجنبی و... اجازهء اصلاح و مبارزه را نمیدهد.

فرمایش لا یتغیر نبی گرام (ص) است که ملک با ظلم نمیماند و الان محصول این قوه در اکثر موارد ظلم مسلم است و حتما با ادامهء وضع حاضر لطمات غیر قابل جبرانی وارد خواهد شد.

حقیر بجز شما (از طریق دفترتان) کسی را جهت عرض این آموخته ها و دیده ها یم مسئول و اصلح و مامن نیافتم. و  البته متن این نامه را در اختیار همگان نیز قرار خواهم داد.

همهء ما رفتنی هستیم و در پیشگاه پروردگار باید  نسبت به این امانت بزرگ پاسخگو باشیم و هیچ تعارفی و استثنائی وجود ندارد.

هر عقل سلیمی نیک میداند که امروز رسیدگی  به وضع این قوه صدها بار بیش از پزشکی و هسته ای و رفاه و... اهمیت دارد .این قوه مستقیم با ایمان و اعتماد و آبرو و آزادگی مردم سرو کار دارد. مسئول نظارت بر حسن اجرای قوانین است.

من یقین دارم و این حرف اول و آخریست که جنابعالی هم یکبار صریحا فرموده اید:بدون اصلاح این قوه اصلاح کشور محال است .

بعنوان یک سرباز انقلاب و  عضوی  از این مجموعه  از نهایت افتضاح و روزمرگی و داغون بودن اوضاع  به شما شکوه میکنم.

همانند اکثریت قاطع مردم ایران خانوادهء من هم در این انقلاب با تقدیم خون و جان و مال انجام وظیفه کرده اند  و دفاع از این نظام تکلیفی شاق و اساسی بوده و  هماره بر دوشم سنگینی میکند!. و بسیار ناراحتتر از این جهت که فقط در صورت احساس تکلیف و با کمترین هزینه بزرگترین نتیجه عاید کشور خواهد شد و با این وصف هیچ حرکت جدی نمیشود.

انشاالله خداند ما را  خلوص در عمل و بصیرت در دین و انجام بی واهمهء تکلیف  عطا فرماید و سایهء پر مهر جنابعالی را برای نظام اسلامی مستدام دارد و در ظهوروجود زاکیهء حضرت حجت(س)   تعجیل فرماید.                                                                        

 و لله المستعان و الامر الیکم

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 14:19  توسط سرباز گمنام  | 

سلام.بازم نامه ای عالی  دریافتی از یک حقوقدان که برای آقا نوشتن!!!.

بسم الله الرحمن الرحیم

...ما مسلمانان  ناگزیریم بهر چه غیر از آزادی و مساوات است،پشت پا زنیم و همگان را با خود همسر و هموزن بدانیم...الا ای محمد فراموش نکن که خداوندبزرگ ستم را هر چه کوچک باشد،بزرگ میپندارد و هر بیداد که بنظر خرد آید،کیفری کلان داده میشود...ای محمد تا آخرین لحظهء زندگی با حقایق حق قیام کن  و آن دقیقهء عزیز از عمر را نیز براه عدالت و دادگری قربان فرمای،زیرا در دولت ما هیچ چیز از عدل و داد عزیزتر نیست...در محضر عدالت بی پیرایه بنشین و سخن از نیازمندان صمیمانه بشنو...امام علی(ع)

مقام معظم رهبری ، با سلام این چندمین نامه ایست که بحضور مینویسم.از عدم دریافت پاسخ به نامه های قبلی بسیار متاسفم .اگر اعلام بفرمائید اطلاعی از آنها ندارید پس  متصدیان دفتر شما یا خائن هستند و یا مقصر!!!و اگر اطلاع دارید و پاسخ نمیدهید که خیلی ناگوارترخواهد بود.امروز روز عید غدیر است و مخصوص مظلومترین و عدالتدارترین سرباز اسلام یعنی علی(ع) و من تعمدا این نامه را با تاسی به روح بزرگ و بی بدیل آن بزرگوار و تکلیفی که در دفاع از جمهوری اسلامی احساس میکنم  مجددا  و بطور سرگشاده و از طریق رسانه ها بحضور ارسال میکنم و امید دارم  که حتما پاسخ لازم را در پیشگاه ملت مومن و متعهد ایران اعلام فرمائید.من شما را ولی امر خود میدانم و دقیقا در راستای تکلیف دو طرفه ای که داریم  از شما پاسخ میخواهم

من تصویر دو فقره از نامه هائی را که قبلا ارسال کرده ام با همین نامه ارسال میکنم و فقط بطور خلاصه عرض میکنم که :

 

۱ـ عملکرد فعلی نظام ما بدلیل ظلم و ستم بیش از حد ناشی از آشفتگی  و جهل و بی تعهدی قوهء قضائیه  واقعا غیر قابل قبول و روند فعلی نیز هرگز نمیتواند نظام ما را در مسیر اسلام ناب پیش ببرد.ادامهء وضع فعلی که مملو از ظلم و ستم است حتما به بروز مشکلات اساسی در نظام (بیش از وضع افتضاح فعلی)منجر خواهد شد.

 

۲ـمسئول مستقیم این کار با توجه به انتصاب رئیس آن توسط جنابعالی شما هستید.قطعا از وضع افتضاح این قوه اطلاع دارید.به هیچ توجیهی عدم اقدام سریع و قاطع و قانونی پذیرفته نیست و اگر از وضع واقعی آن اطلاع ندارید که مسائل بسیار مهم  دیگری پیش میاید.

 

۳ـ علمای حقوق اعم از روحانیون حقوقدان و دانشگاهیها بطوری واضح و آشکار و بسیار آسان راههای حل این معضل بزرگ کشور را دارند و نپذیرفتن  نظر آنها و عدم اعتنا به آنها،خود ، بزرگترین منکر و ظلمی فاحش و حرام مسلم است. علت اصلی عدم اصلاح،وجود انسانهائیست که خود را بر اسلام و نظام ترجیح میدهند.من هیچ شکی ندارم که در این حوزه ،کار دست نامحرم است و جاهل.

۴ـ یکی از بزرگترین موانع اصلاح این قوه وجود روحانیونیست که سواد کامل حقوقی نداشته اند  و حتی تا امروز نیز وارد این قوه میشوند.اگرچه صداقت و تعهد اولیهء این اشخاص  نسبت به شخصیها زیاد است(بطور میانگین)ولی افتضاحات ناشی از جهل و کم سوادی آنها ضررهای بمراتب زیادتری  به نظام اسلامی وارد میکند.متاسفانه نزدیک ۳۰ سال است اینها این پست دنیوی را با تمام دین و ... خود عوض کرده اند،زیرا حداکثر ۳ ماه پس از ورود خود به قوهء قضائیه حجت بر آنان تمام میشود که هرگز  سواد و توان  قضاوت ندارند.این کار بجز ترجیح بلامرجح روحانیت بر اسلام و مصالح کشور امیرالمومنین هیچ توجیهی ندارد.بعنوان یک حقوقدان عرض میکنم که ادامهء کار اینها با این کیفیت و نیز حقوقی که میگیرند حرام است و در پیشگاه خدا هرگز نخواهند توانست پاسخ دهند.

۵ ـ خواهشمندم یکبار دیگر این تیترها را مرور کنید:مراجعه کنندگان ناراضی از قوه ـ ۹۰ درصد.آرای دارای ایرادات اساسی۷۰  درصد. امید به اصلاح وضع فعلی ـ۲۵ درصد. آقا همین آراء سازندهء فرهنگ و رفتارهای جامعه هستند.امروز امیدواری کلاهبردار و خلاف به قوه بیش از صاحب حق است . آیا از وضع قضات مجموعا اطلاعات دقیق دارید؟آیا میدانید در همان کاخ اصلی دادگستری روزانه چقدر رشوه رد و بدل میشود؟  واقعا بی کفایتی تا چه حد؟البته من  معتقد به وجود افرادی نفوذی در این قوه ام  . واقعا دریغ از یک جو غیرت و وظیفه شناسی مراجع مسئول!!! با این وضع چه کسی بداد ما خواهد رسید؟

۶ـ  بنا بر نص فرمایش قرآن و امیرالمومنین هیچ اولویتی مهمتر از عدالت و مبارزه با ظلم و ستم وجود ندارد.با این وضع دادگستری من فکر میکنم نظام باید همهء کارهای خود را تعطیل  و در درجهء اول این منکر بزرگ و فساد را اصلاح نماید.در حالیکه قضیه برعکس است .نه تلویزیون و نه رسانه ها وحتی نمایندگان مجلس بدلیل ترس از ظلمهای بعدی و انگ و تهمت این قوه جرات جراحی و افشای این کثافتخانه را ندارند. جنابعالی هم که سالی یکبار در ۷ تیر مطالبی اساسی را تذکر میدهید ولی شاید در همان جلسه تمام میشود  و دوباره ظلم و ستم. هرگز مسیر فعلی نظام منطبق با امیرالمومنین(ع) نیست. در کشور امیرالمومنین مسئولین باید از این همه ظلم و ستم بر خود بپیچند.باید قیام کنند و ریشهء فتنه خفه نمایند.شما توجه کنید قوهء قضائیه واقعا از ابتدا در مسیر نادرست قرار دارد.دادسرائی که رئیس قبلی با میلیاردها ریال هزینه جمع آوری کرد و از افتخارات قضائی کشور اعلام کرد،ریاست  فعلی با دهها میلیارد ریال مجددا ایجاد  و آن را از افتخارات قوه اعلام نمود!!!.کدام عقل ناقص و جاهلی باور میکند که ریاست فعلی در یک جلسهء دیدار مردمی به ۴۰ پرونده رسیدگی کند؟؟؟پرونده ای که هر کدام سالها توسط قضات متعددی مورد بررسی و حکم قرار گرفته و رای صادر شده در عرض چند دقیقه مورد نقض قرار بگیرد!!؟؟؟!

 ۷ـ آقا جنابعالی در یک مورد سخنرانی فرمودید که کشور روی هم رفته رو به جلو است.میخواهم عرض کنم که با توجه به گسترش شدید تکنولوژی و امکانات بشری شاید الان هیچ کشوری را در دنیا نتوان یافت که رو به جلو نباشد،مهم شتاب و میزان رشد است که واقعا بنظر حقیر خفت بار و افتضاح و نا امید کننده است(با توجه به امکانات عالی و ویژهء ما) .بنظر حقیر میزان ممکن رشد فعلی ما اگر ۸۰ باشد بیست آن صورت میگیرد و این یعنی سه برابر سکون و عدم رشد!!!.اساسیترین عامل رشد ،نیروی انسانی است که در کشور ما بدلیل بی کفایتی قوهء قضائیه  دچار بیماریهای متعدد روانیست!!!تعجب نکنید تمام افراد ملت این مطالب را خیلی واضح درک میکنند.این همه بی نظمی و تو سری خوری و رشوه و رابطه و تبعیض و...که به هزار نص و عرف و قانون  و عقل و...رفع آنها از وظایف قوهء قضائیه است،پدر ملت را در آورده است و  تیشه به ریشهء ایمان آنها زده است. اگر تمام امکانات مادی دنیا هم در کشور ما انباشته شود ولی این مسائل اساسی حل نشود باز دزدی و غارت و بی دینی و... بیشتر خواهد شد. در حالیکه مقدم بر تمام تکالیف در درجهء اول عدالت  و اجرای قاطع و بدون تبعیض احکام الهیست.

۸ ـ بعنوان یک حجت الهی بحضور عرض میکنم که  بسیاری از ادعاهای مسئولین این قوه  در مورد مشکلات آن توخالی و متاسفانه فریب مردم و دروغ است  که تا حدی ناشی از جهالت و البته مقداری هم  از بی تقوائی و... ناشی میشود. بحث اهمیت شوراهای حل اختلاف،کمبود قاضی،کثرت پرونده های ورودی ،زندان زدائی و... واقعا بسیار افتضاحند . اهل فن میدانند که چه ظلمها و ضررهائی معنوی و مادی را بر کشور تحمیل کرده است.شما مسئولیت دارید و من بعنوان یک مقلد شما  و  پیرو شما بر طبق حق شرعی خود از شما میخواهم به این امور رسیدگی و پاسخ دهید

۹ـ با توجه به اینکه یک سرباز شما هستم  از توطئه های دشمنان و اوضاع کلی کشورم اطلاعات مختصری دارم و خیلی صریح بحضور گزارش میدهم که نامحرمان و متحجران این جبهه را تصرف کرده اند،جبهه ای که از همهء جبهه های  ما مهمتر است. یقین  تلخ این سرباز این است که هرگز و هرگز بدون اصلاح سریع این قوه کشور روی فلاح نخواهد دید  و مشکلات بسیار بیشتری عارض خواهد شد.  شاید بنظر عجیب جلوه کند ولی من یقین دارم با اصلاح مختصر این قوه که البته تنها با دخالت شما میسر است برنامهء ۲۰ سالهء کشور در ۱۰ سال براحتی قابل وصول است و البته در ابعاد معنوی بسیار بسیار توفیقات عالی نصیب امت اسلامی میشود.همهء این عرایض واقعی و علمی و مستند است ،متحجران مجال ارائه ء آن را نداده اند.شما شروع کنید و سپس خواهید دید.

 -۱۰  در اینجا لازم میدانم بعنوان یک ایرانی از قضات( حد اکثر ۳۰ در صد) عادلی که علیرغم همهء مشکلات و فشارهای دورنی و بیرونی قلم خود را در عدالت و تقوا نگاشته اند،نهایت قدر شناسی خود را اعلام نمایم و از روح عالی امیرالمومنین (ع) برای آنها چشیدن مستمر لذت عدالت را تقاضا نمایم.

 ۱۱ـ تقاضا دارم بنحو مقتضی اطلاع از این امور و نظر خود را اعلام و ابلاغ فرمائید.انشاالله  خداوند جنابعالی را برای ملت قهرمان و قدرشناس ایران حفظ فرماید  و بر ما نیز لیاقت انجام وظیفه و بصیرت در تکلیف و عمل بر آن عطا نماید.محمد عبداللهی. یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 13:2  توسط سرباز گمنام  | 

رهبر معظم انقلاب اسلامی

با سلام ، این چندمین نامه از این دست است که برای شما ارسال میدارم.اگرچه نامه های قبلی بر خلاف عقیده و انتظارم بی پاسخ بوده است، ولی باز بر اساس تکلیف و در راستای احساس مسئولیت نسبت به نظام و امام و شهدا مطالب زیر را بعرض میرسانم.

تذکر این مطلب لازم است که ارتباط من با شما تنها از طریق دفتر شماست و با ارسال نامه به دفترتان فرض بر این است که شما از محتوای آن مطلع میشوید.از اینکه نسبت به نامه های قبلی هیچ پاسخی دریافت نشده و یا در عمل هیچ اقدامی در جهت مفاد آن مشاهده نشده بشدت گله مندم!امیدوارم اینبار جوابی قانع کننده انشاالله در عمل  دریافت نمایم و البته در وسع امکان راه حلهائی بسیار منطقی را در صورت اعلام نیاز ارائه خواهم داد.

.بنا بر نص فرمایش حضرت امیر(ع) و بر اساس دستورات صریح قانون اساسی جنابعالی مسئول اعمال حکومت و مکلف به دفاع از شرع و تطبیق اعمال حکومت با شرع انور و نیز وفق قانون و از نظر سابقه نیز بزرگترین و مهمترین مدافع مردم و کشور میباشید.

بر خلاف ظاهر بینیها و نگاههای مسموم جناحی و مغرضانه که در توجیه و امتیاز دهی کارکرد نظام وجود دارد بنده میخواهم خیلی صریح و البته تنها در محدودهء آموخته های خودم گزارشی از وضع جاری کشور را بحضور تقدیم نمایم و البته انتظار موکد دارم خیلی سریع به موضوع رسیدگی نمائید و آلام  و دردهای روز افزون مردم را مرتفع نمائید.

شما رهبر ما  و دارای حقوقی بر گردن مائید و وظیفهء ماست همیشه به فرمایشات شما اطاعت نمائیم.از طرف دیگر به عنوان نمایندهء ما و امین ما تکالیفی بر عهده دارید.مخصوصا شما بحق بر کار نرم افزاری و انتقاد به عنوان عواملی موثر در کمال تاکید دارید.

هیچ شکی نیست که دو رکن اساسی قدرت ایران یکی اعتقاد و دیانت و دیگری همراهی مردم با حکومت است و دشمنان تمام هم خود را به از بین بردن و سست کردن این دو رکن گمارده اند.و بدبختانه حکومت بجای تقویت این دو مورد و مقابلهء قاطع با عوامل تضعیف کنندهء این دو رکن ،خود تضعیف کننده گردیده است!!!

بنا بر آمار رسمی و غیر رسمی وارده از دهها مرکز مسئول میزان رضایتمندی عمومی و امید  و اعتماد مردم به حکومت کاهش یافته و از طر فی مردم دچار انواع ناهنجاریهای روحی و جسمی گردیده اند که مستقیما این بیماریها به اجتماع سرایت نموده است.ایجاد جو شدید بی اعتمادی ،فرار از تعهد و وفا،دروغ،حقه، سرکار گذاشتن،رفع قباحت منکر و شاید در یک جمله دوری شدید از معارف دینی و پرداختن منکرات بلائیست که حکومت ما (بلی حکومت ما) در میان مردم رواج داده و مسئول اصلی این کار است.

امروز محال است بدون رشوه و رابطه و چاپلوسی کار پیش برد!،محال است آزاده زندگی کرد،محال است سوءظن نکرد،محال است یک مسلمان ایرانی شاد و آزاده بود،محال است مرتکب منکر نشد و معروفی را ترک نکرد،...و همه ء این منکرات در اثر بی کفایتی حکومت ماست.

در این مقال بلحاظ خلاصه کاری وقت بیان مصادیق نیست،ولی مردم ایران با گوشت و استخوان خود صدق این عرایض را میفهمند.این چه بساطیست که برای ما پهن شده است.به قلب مردم رسوخ داده اند که بهنگام مراجعه به اداره و مرکزی دولتی در هر نوع آن حتما به دنبال رابطه یا رشوه یا چاپلوسی و... باشند،قلب انسانهای آزاده و حقیقت خواه و متدین از این رفتارها خون است.و هزار بار بیشتر از این کثافتکاریها تسامح کامل و بی عرضگی و بی کفایتی در برخورد با این پدیده هاست.

ایمان ما را از ما گرفته اند ،کدام مومنی میتواند به خواندن یک نماز عاشقانهء خود افتخار کند.همهء ما تسلیم ظلم شده ایم  و البته عدم تسلیم تاوان بسیار سنگینی در همین جمهوری اسلامی دارد.

امروز کارمندی که بخواهد فقط بر اساس مقررات در این جامعه عمل کند در معرض انواع اذیتهاست،و حداقل تهمت انواع بی کفایتیها را خواهد شنید.امروز حکومت ما به مردم عملا درس منکرات و منکر بودن یاد میدهد،و عملا آنها را از توحید و خدا بدور میکند.

برگزاری دعای کمیل و یا نماز جمعه و...مصادیقی بسیار ناچیز و در اولویتهای بعدی نظام اسلامی هستند،اولین و غیر قابل اغماضترین وظیفهء حکومت اسلامی اجرای دقیق و بدون تبعیض احکام اسلامی در تمام زمینه هاست و مخصوصا عدالت در تمام شئون و بطور مسلم یعنی اجرای دقیق مقررات کشور و قانونمندی محض و بدون تبعیض. 

آقا مطمئن مطمئن باشید درد اصلی مردم ما نان و آب و...نیست،در درجهء اول بلحاظ عدم اجرای قانون و تبعیض در رفتار که نتیجهء انها ظلم است،همهء ما بیمار و دارای مشکلات روانی هستیم و حتما  و حتما وظیفهء حاضر و اولی حکومت رفع این فساد بزرگ  است.

ای معظم،اینجانب تنها و تنها بر اساس تکلیف با شما سخن میگویم و از ارادت قلبی خود که ناشی از تکلیف است به شما خبر دارم و صریحا بر این امر نیز معتقدم که من و شما وهمه ،امانتداران این نظام و مسئول و مکلف در پیشگاه خدائیم و هر گز جواز تقدم فرد بر اسلام وجود ندارد.مطالبی که حقیر قبلا برای شما ارسال داشته ام حتما و حتما باید حداقل با یک ایمیل پاسخ داده میشد چون این مطالب ادعاهای بسیار بزرگیست(والبته تماما حقیقت و واقعیت امروز جامعهء ما).این نشان میدهد که حتی در دفتر شما نیزمشکل وجود دارد و رفع این مشکل نیز تکلیف و وظیفهء شما.مطبوعات که بواسطهء حاکمیت تحجری قوهء قضائیه حقیقتا توان درج مطالب اینگونه را ندارند و رسانه های خارج از کشور را نیز غیرت و دیانت ما نمیپسندد(بلحاظ احتمال تضعیف نظام)پس چه کار کنیم،آن فرهنگ بسیار غنی و باز و بی انتهای فقه  ما چه شد؟ کدام وابستهء اجانبیست که امکان برقراری یک نقادی علمی و صحیح وشرعی در این حکومت را تحمل نمیکند و فریادها را در گلوهای مسلمین خفه میکند و البته بسیاری را به دامن بیگانگان رهنمون میکند؟چرا صدا و سیما  فقط به برقراری برنامهء نود فوتبال  که از مسائل بسیار بی ااولویت کشور ماست اکتفا میکند؟شما را بخدا آیا تابحال یک جلسهء واقعی نقد قوهء قضائیه تشکیل شده است؟این در حالیست که جنابعالی با توجه به دهها هزار شکایت سالیانه از قوهء قضائیه بدفترتان حتما از ضرورت این کار اطلاع دارید.

خیلی صریح باید بحضور عرض کنم که قوهء قضائیه فساد و منکری بزرگ در کشور ماست و مروج شدید ظلم و تبعیض ،و چون توان احقاق حق و رسیدگی دقیق و قانونی ندارد همه را بجان هم انداخته است و  کشور را در آستانهء از هم پاشیدگی!!!.این امریست که شخص شما باید به آن برسید.نه مجلس ما و نه مرجعی دیگر توان حل این مشکل بزرگ را ندارد و البته چون رئیس این قوه منصوب شماست ،حتما باید دخالت مستقیم شما باشد.به اعتقاد عرض میکنم اگر شما حداقل یکماه تمام تشکیلات دفتر رهبری را تعطیل کنید و در ساختمان دادگستری مشغول شوید و به حل این مشکل بزرگ کشور بپردازید ،بهترین کار را انجام داده اید.بنظر من حتما از ریز جریانات این مجموعه خبر ندارید!

آقا آیا اطلاع دارید بیش از ۶۰ در صد آراء صادره دارای تخلفات آشکار شرعی و قانونی هستند؟آیا اطلاع دارید که بیش از ۶۰ درصد قضات حداقل شرایط مقرر قانونی و شرعی را ندارند و حتی بسیاری از روحانیون قاضی بلحاظ کم سوادی مفرط آبروی اسلام و روحانیت را میبرند؟آیا مستحضرید که بیش از ۸۰ درصد ارباب رجوع اعم از شاکی و متهم از دادگستری ناراضیند؟مطمئن باشید دادگستری بزرگترین مروج منکر و  عامل اصلی ناامیدی در کشور ماست.آیا استحضار دارید در همین ساختمان دادگستری از سرباز دم در تا کارمند و قاضی و... باج خواهی و رشوه گیری میکنند؟آیا میدانید انواع هواهای نفسانی بحساب قانون به مردم تحمیل میشود؟مطمئن باشید مسئولین مربوطه در ریاست و حفاظت اطلاعات و... بطور دقیق از این امور اطلاع و بسیاری موارد مشارکت دارند!!!کجاست غیرت علوی؟کجاست احساس تکلیف؟

هیچ شکی نیست که پیشرفت جوامع ملازمه با هماهنگی و ترقی تمام نهادهای اجتماعی و حکومتی دارد و سکون یکی حتما در کل مجموعه تاثیر گذار است و این امر مخصوصا در مورد دادگستری که نقش بسیار اساسی در اداره ورشد کشور دارد موثرتر است.تمام فعالیتهای اقتصادی و تحقیقی و حتی اعتقادی و تربیت اخلاقی و... بششدت از این مجموعه تاثیر پذیرند!!!تاجری که مالش برده میشود و در این دادگستری باید سالها با تحمل انواع تهمت و خفت ورشوه و... در پی گرفتن آن باشد هرگز نمیتواند ادامهء فعالیت بدهد.محققی که به او تهمت یا ... زده اند و در این دادگستری سالها سرگردان میشود،هرگز حوصله و روحیهء تحقیق  برایش باقی نمیماند.دادگستریی که خود بزرگترین ناقض قانون در بسیاری از موارد است هرگز بدرد قانونمند سازی مردم نمیخورد.عنایت داشته باشید یک رای صحیح دادگاه در بسیاری موارد از هزار مجلس وعظ و خطابه موثرتر است و یک رای ناصحیح بشدت آفت دین و ایمان و اعتماد مردم!!!حوزهء تاثیر گذاری قوهء قضائیه بسیار بزرگ و اساسیست و بمراتب بیش از دولت ،ولی چون قدرت را در دست دارد اجازهء انتقاد داده نمیشود و حتی مجلس علیرغم تصویب تحقیق و تفحص در ۳ سال موفق به اجرای کامل آن نشده است.آقا شما باید دخالت کنید .امروز اگر روزنامه ای و یا فردی از حقایق این قوه بنویسد با هزار انگ و اتهام پدرش را در میاورند !و هزار بار مطمئن باشید بدون اصلاح این قوه اصلاح و پیشرفت لایق شان کشور محال محال است .هرگز وضع و روال امروزی شایستهء این ملت نیست و باز تاکیدا عرض میکنم علت اصلی این بلوشوری  و ناهنجاریها و افت شدید راندمان کاری و شتاب بسیار ضعیف کشور در رشد و... معلول این مرکز نارساست.

حال با این اهمیت موضوع که جنابعالی در صحبتهای خود مکرر آن را مورد تاکید قرار داده اید،واقعا برای حقیر جای سوال است که چرا به این امر مهم پرداخته نمیشود؟اینقدر صحبت از انرژی هسته ای یا تحقیقات پزشکی و...آیا واقعا بیش از صحبت در مورد عدالت که جزء ماهیت و از تکالیف اساسی حکومت ماست ارزش دارند؟حتی محل تامل است که شاید استکبار در این مورد توطئه ای را از قبل سامان داده و با شهادت شهید بهشتی آغاز و تا سقوط کامل نظام ادامه میدهد!!!حقیقت امر این است که امروز بیشترین ضرر ملت ایران از همین دادگستریست و تسامح و سکوت در مقابل این منکر و ضرر بسیار بزرگ خیلی قابل تامل!!!پیشنهاد میکنم حتما جلسه ای با دعوت از حقوقدانان مختلف مخصوصا از وکلا و قضات  اعم از مخالف و موافق و ترجیحا در صدا و سیما برگزار نمائید تا حقیقت امر روشن شود..

خیلی مختصر ریشهء این قضایا از اینجاست که در کمال  تحجر و بر خلاف صریح قانون و عقل، در سنوات قبل از ورود دانشجویان نخبهء حقوق به دادگستری جلوگیری کردند و تنها روحانیون را با سواد واقعا افتضاح به استخدام در آوردند و توامان با گسترش تعاملات اجتماعی و اقتصادی پس از جنگ و در دوران بازسازی با انبوه پرونده و بیچارگی کامل در برابر آن گردیدند و اینبار هر کسی را با هر سواد و سوابقی به این مجموعه راه دادند و شد آنچه امروز بر سر مردم بدبخت میاید:قاضیی که نه نماز میفهمد و نه از رشوه و دروغ و... ابائی دارد ،چه جائی در نظام دارد.آقا واقعا در اصل  تحجر  و انصار طلبی و ترجیح حرام روحانیت بر دین و کشور باعث این امور گردیده است و متاسفانه هرگز امیدی به اصلاح با توجه به سیاستهای امروزی این قوه وجود ندارد.اصل قضیه مشکل دارد و گرنه بارها و بارها انواع راه حلهای ساده و سریع و بدون هزینه که اثرات بسیار مثبتی دارد ارائه شده است ولی ارادهء اصلاح و احساس تکلیف وجود ندارد.این ننگ بسیار بزرگی است که هرگز نباید در نظام اسلامی وجود داشته باشد باز تاکید میکنم بدون دخالت مستقیم شما محال است حل شود .

نا گفته نماند تعداد محدود از اعضای این مجموعه که در نهایت سختی تلاش در اجرای عدالت و قانونمندی دارند و همواره مورد رضایت مردم قدر شناس قرار دارند از شمول این مطالب خارجند ولی خود آنها نیز بسیار صریح به بی دقتی و عدم رسیدگی صحیح و ناهنجاری شدید این قوه معترفند.اگر جهت گیری اصلی و کلان این قوه بر اساس علم و تقوا بود بسیاری از این مجموعه که امروز به روزمرگی و بی تعهدی عادت کرده اند در مسیر اصلاح و تاثیر مثبت بودند.

خدا میداند که این مطالب را حقیر از روی تکلیف و ادای دینی که در مقابل امام و شهدا و جنابعالی دارم و در محضر حضرت بقیه الله الاعظم مکتوب نمودم تکلیف امری غیر تعارفی وآشکار و واضح است هیچ شخصی بر نظام اسلامی تقدم ندارد و همه در برابر قانون مساوی هستند.آقا من میدانم در حضور مادرتان فاطمهء زهرا(س) در پیشگاه پروردگار به این مطالب خود پاسخگو خواهم بود و باز خدا شاهداست که نه اغراقی و نه دروغی در حد وسع خود درج نکردم.ولی حقیقتا این مسائل خلاف صریح شرع انور و قانون است و حتما حتما شما باید به عنوان مسئول اصلی پاسخگو باشید.

باز تاکید بر این است که با اندکی توجه و تدبیر و بدون هزینه های گزاف  در زمانی بسیار سریع میتوان کیفیت این قوه و در نهایت کیفیت کشور را بسیار بسیار افزایش داد و این امر مسئولیت آور است و تسامح در برابر آن حتما غضب پروردگار را بدنبال دارد.در یک کلام این دادگستری هرگز و هرگز سنخیتی با نظام علوی ندارد و با وضع فعلی هرگز نخواهد داشت.                                       و ما علینا الاالبلاغ والامر الیکم.

ما شما را رهبر و ولی امر خود میدانیم و به این افتخار میکنیم و آرزو داریم که همه چیز خود را برای بارها در راه اسلام عزیز فدا کنیم.و بر همان اساس نیز دفاع از این نظام را در هر شرایطی وظیفهء خود میدانیم.از خدای بزرگ طول عمر حضرتعالی و سلامتی وجودتان را  خواستارم.با تشکر سرباز گمنامتان

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 12:35  توسط سرباز گمنام  | 

سلام عليكم.اينم يه نامه اي كه اخيرا در يك سايت ديدم،بسيار جالب و راهگشا.انشاالله مشكلات هر چه سريعتر رفع بشه.

آقای خامنه ای سلام ، من محمد هستم،یک دانشجوی حقوق در تهران.تا حدی مطالعات اقتصادی و اجتماعی هم دارم.الان که این نامه را به شما مینویسم در یک بحران بزرگ روحی قرار دارم و اجازه خواهم خواست بی تکلف و بدور از چاپلوسیها و ریاکاریهای حاکم بر جامعه مطالبی را به شما بگویم! شاید مهمتر از همهء عواملی که مرا وادار به نوشتن این نامه کرد گذراندن یک دورهء کار آموزی در دادگستری بود.پدر و برادران من از یاران انقلاب و سابقهء جبهه هستند و خودم نیز با توجه به سنم در فعالیتهای اسلامی شرکت دارم.اگرچه ناهنجاریهای بسیاری در سراسر کشور ما و ادارات دولتی و حتی مجلس  وجود دارد ولی از زمان اطلاع یافتن دقیق از اوضاع بسیار افتضاح و نادرست دادگستری  بشدت دچار تاسف شده ام وحتی درس کارشناسی ارشد حقوق را کنار گذاشته ام و قطعا بر این باورم که جنابعالی تا این حد اطلاع ندارید  و با عرض معذرت خود این عدم اطلاع دقیق موجب مسئولیت است و غیر قابل قبول.و اگر اطلاعی از این اوضاع داشته باشید و همینطور به حال خود رها کنید واقعا تاسف آور و مسئولیت آور خواهد بود.مرا ببخشید ولی هیچ مقام مسئولی را نه امین و نه شایستهء این نوشته نیافتم.زمانیکه دانشجو بودم اساتید گاهی از اوضاع بد دادگستری چیزهائی تعریف میکردند که من به ذهن ناقص خود بحساب مشکل داشتن آنها میگذاشتم ولی الان میبینم که آنها یک از هزار را بازگو کرده اند.در مطالعاتم نظرات محکم و متین شما در مورد اهمیت عدالت و ضرورت داشتن دادگستری کاملا دقیق و قوی را مکررا خوانده ام ولی با دیدن وضع اینجا از همه چیز مایوس شدم!قضات یا کم سواد و یا دارای عقده های شدید روانی و یا انحرافات مالی  و کارمندان در دید آنان در حال اخاذی آشکار و مسئولین اداری و حفاظتی نیز در اوج بی خیالی و خود مشغول دلالی و..!!!نه شاکی احترامی دارد و نه متهم .محدود انسانهای متعهد از این حکم خارجند ولی اکثریت به اینگونه اند.آیا جنابعالی میدانید که توصیه در این سازمان خیلی رایج است؟آیا میدانید به بهانه های بیخود پرونده ها را مکرر به عقب میاندازند؟آیا میدانید بر خلاف اظهارات رئیس و مسئولین قوهء قضائیه شوراهای حل اختلاف خود کثافت این قوه را افزایش داده اند؟آیا مستحضر هستید در همین مرکز قاضی در دادسرا مردم را به زندان میاندازد و بعد از ظهر در بیرون از آنها رشوه میگیرد تا روز بعد زندانی را ول کند در حالیکه پرونده ء مکرر رشو ه ها و تخلفات این شخص روی میز مسئول حفاظت است ؟ آقا ظلم و ستم و رشوه و کلاهبرداری و بی تعهدی و بی وفائی و انواع تخلف سراسر کشور را گرفته و مردم در اوج نا را حتیند و من به عنوان یک حقوقدان میدانم که ریشهء همهء این تباهیها در این قوه است!و متاسفانه اجازهء افشا کثافات داده نمیشود،حتی در سطح قوا،و در کمال تاسف بدون کمترین احساس مسئولیت شرعی و قانونی و بدون پایبندی به اصول شرعی گزارشات بسیار دروغ و غیر واقعی از طریق رسانه ها اعلام میکنند که توهینی بزرگ به دین و ملت و شهدا و امام و شماست!!!.حتما اطلاع دارید که مجلس سال پیش طرح تفحص از قوهء قضائیه را تصویب کرد ولی صریحا اجازه ندادند.گوئی هر یک از اینها یک طاغوتند!با این دورهء محدود در دادگستری به یقین به این نتیجه و آمار رسیدم که بیش از ۷۰ در صد راءیها  خلاف صادر میشوند !آیا میدانید این تخلفات دین و ایمانی برای مردم باقی نگذاشته است؟من بررسی کردم هزاران میلیارد تومان از بی کفایتی دادگستری بر مردم ضرر وارد میشود مخصوصا در مورد آراء صادره ء مربوط به اراضی ملی و روستائی و...

از نظر من کشور ما با این همه امکانات و استعدادها در سطحی بسیار ضعیف از جهت بهره وری و استفادهء بهینه ازامکانات دارد  که هیچ شک نکنید علت اصلی در این افتضاح همین دادگستریست.آقا ایکاش فرصتی بود و تریبون آزادی بدون تهدید انسانهائی که منافع خود را بر منافع اسلام و نظام ترجیح میدهند وجود داشت و من صحت مطالبم را برای شما بازگو میکردم ولی افسوس که این حوزه خط قرمز انحصاری زیاده خواهان است  و منتقد آن با عناوین متعدد سرکرب میشود.اصلا شک نکنید که اکثر وکلا و مشاوران مراکز دولتی در پرونده ها با طرفهای خود تبانی کرده و بیت المال به یغما میرود!بسیاری از کارمندان دولت هم مال دولت را میخورند و هم آبرو و حیثیت دولت را میبرند و مدیران همهء آنها را میشناسند.

سر تا پای این کشور کارهای خلاف قانون و سلیقه ای  مخصوصا در نهادهای دولتی رایج است و آنچنان به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد میشود که حدی ندارد و صد بار تاسف از اینکه هیچ مدافع جدی وجود ندارد ،در کمال تاسف حتی از سوی جنابعالی.

برابر قانون اساسی کشور ما قوهء قضائیه مسئول حسن اجرای قوانین و پیشگیری از جرم و نظارت بر حسن اجرای قوانین است.خدا شاهد است که این واژه ها فقط در کتابهاست و دادگستری که به گفتهء آقای شاهرودی ویرانه ای بوده ،هم اکنون کشور را نیز به تبع خود خرابه کرده است!برای من باز هم جای ابهام است که آیا نمایندهء ازاده و با شرفی وجود ندارد که علیه این کثافتکاری بشورد؟آقا در کار آموزی خود تعدادی از پرونده های سنوات قبل را بررسی میکردم که با اسف فراوان دیدم که قضات آنها روحانی بوده  و بسیار ناشیانه و کاملا خلاف قانون آراء متعددی صادر کرده اند و جالب اینکه گقتند این آراء را در بسیاری موارد منشی آنها نوشته است!جملاتی از آنان دیدم که بوالله یک دانش آموز پنجم ابتدائی نیز ادبیتر از آنان مینویسد!خیلی واضح اسامی و مشخصات قضاتی که فساد مالی دارند و رشوه میگیرند دهان بدهان میگردد و کو فریاد رسی؟ و جالبتر اینکه پس از گند کاریهای فراوان نه با اخراج و استیفای حقوق تلف شده که با استعفا کنار گذاشته میشوند و بلافاصله از طریق وکالت و در حوزه ای گسترده تر به کثافات خود ادامه میدهند!

شما را به جدتان به این اظهارات عنایت کنید کمر ملت از این ظلم و ستم شکسته است و اعتقاد کامل به بی کفایتی دادگستری در احقاق حق در نزد کسانی که یکبار مراجعه کرده اندپیدا شده است.هیچ منکری بدتر از دادگستری حاضر در ایران وجود ندارد و از بین بردن آن واجبترین کارهاست.واین در حالیست که اصلاح تمام کارهای کشور در درجهء اول به این تشکیلات بستگی دارد.هیچ چیزی بیش از عدالت آرامش بخش نیست و وظیفهء اصلی حکومت اسلامی نیز این است ودر نهایت تاسف اینجا بهم زنندهء عدالت است .

مطالعه ای در باب عدالت و قضاوت در نهج البلاغه داشتم !بدلیل فشار روانی نتوانستم به آخر برسانم!این است حکومتی که ادعای پیروی علی(ع) را میکند و اینچنین وحشتناک با عدالت فاصله دارد.نه حساسیتی در احقاق حق وجود دارد و نه همت و اقدامی اصولی در اصلاح،صریح بگویم قضات روحانی اکثرا کم سواد  و کند ذهن و قضات شخصی نیز  در موارد زیادی کم تعهد و البته از نظر هوش و استعداد در هر دو قشر واویلاست!بنظر من و آنچه از شرع آموخته ام یک قاضی مومن و متعهد و با هوش از میلیاردها تومان ثروت بهتر است.

در این دادگستری وکیل و کارشناس در خیلی موارد بر اساس تبانی و دلالبازی و... ارتزاق میکندو وکیل و کارشناسی که بخواهد برابر مقررات کار کند خیلی سریع به عناوین متعدد کنار گذاشته میشود.راستی چقدر زشت است که در کشور امیرالمومنین حق نتواند براحتی پیش برود!!!اگر کسی از من بعنوان یک کارشناس حقوق سوال کند هرگز به او پیشنهاد مراجعه بدادگستری نمیدهم و اخذ ۵۰ درصد طلب از طرف را به مراجعه بدادگستری و سالها علافی و شنیدن انواع طعنه  و پرداخت رشوه و... ترجیح میدهم.و یقین دارم اینکار برای او بهتر است.آقا شما مسئول این وضع هستید و باید عنایت کنید.هرگز با شعار دادن مشکل کشور ما حل نخواهدشد.پرداختن به این وضع از هر کاری واجبتر و لازمتر است و اصلا بدون دخالت شما امکان اصلاح ندارد.حقیقتا چه منکری بالاتر از این  میشود نشان داد.و منکر بزرگتر اینکه اصلا داعیه و ارادهء برخورد با این کثافات وجود ندارد.آیا نظام از ریشه پوسیده شده و بدست نامحرم افتاده است؟شما در پیام سال گذشته ء روز ۷ تیر دستو ر فرمودید با قضات متخلف برخورد شدید شود!چه کسی به این فرمایشات توجه کرد.پرونده های متعددی که در دادسرای انتظامی قضات مطالعه کردم اکثرا نشان از ارتکاب تخلفات بزرگ و عدیدهء قضات رسیدگی کننده داشت ولی همگی بدون دلیل رد شکایت شده بود و حتی دنبال بهانه های شکلی هستند که شکایات مردم از قضات را رد کنند این حکومت باز ماندهء شهدا و صلحا و امام و در دست ما امانت است و مومنین از این وضع خیلی سر خور شده اند..فاصلهء مردم با حکومت روز بروز به همین دلیل بیشتر میشود.من از خانواده ام آموخته ام که از این نظام دفاع کنم و تضعیف آن از طرف هیچ کس و هیچ صنفی را نمیشود تحمل کرد.اگر این اظهارات تضعیف نظام است من بجان میخرم چون میدانم که قلب فساد و تضعیف را هدف گرفته ام.اگر امکان ارائه باشد حاضرم مو به مو واقعیتها را بگویم ولی افسوس که ناصالحان نشسته بر مسند این حق گوئی را تحمل نمیکنند.آقا بداد ما و انقلاب و اسلام برسید.من به وظیفهء خودم عمل کردم و امیدوارم  در بیان مطالب اخلاص و حقیقت گوئی را رعایت کرده باشم.خداوند شما را طول عمر با عزت و عظمت عطا نماید و مشکلات کشور ما را روز بروز بر طرف نماید.والسلام

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 8:38  توسط سرباز گمنام  |